نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 23:25

آموزش دادن امتیاز یا همان gift جیفت=گیفت به کاربرای روم

اونم با برنامه و بدون هیچ مشکلی


کلیک کن


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 14:52

سلام عزیزان

چهل رفتار پدرانه که پدر در خانواده بایستی رعایت کند را برای شما بیان میکنم

برای دنبال کردن مطلب کلیک کنید

موضوع: مطالب متفرقه ,
نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 13:7
در روم باستان عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه کتاب نوشتند ، سپس کتابها را به تيبريوس عرضه کردند ؛ امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است ؟ سيبيل ها گفتند : يکصد سکه طلا !
تيبريوس آنها را با خشم از خود راند ؛ سيبيل ها سه جلد از کتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند : قيمت همان صد سکه است ! تيبريوس خنديد و گفت : چرا بايد براي چيزي که شش تا و نه تايش يک قيمت دارد بهايي بپردازم ؟
سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه کتاب باقي مانده برگشتند و گفتند : قيمت هنوز همان صد سکه است ! تيبريوس با کنجکاوي تسليم شد و تصميم گرفت که صد سکه را بپردازد اما اکنون او مي توانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند …
نتيجه : قسمت مهمي از درس زندگي اين است که با موقعيت ها چانه نزنيم !

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 0:6
پسر....


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 22:29
اگر دقت کرده باشید متوجه می شوید که سیستم، پس از نصب برخی برنامه ها و یا آپدیت ها نیاز به ریستارت(Restart) دارد. در این مطلب به بررسی علت این فرایند می پردازیم
به گزارش سرویس علمی جام نیوز به نقل از صبحانه، برخی برنامه بعد از نصب شدن،حذف شدن و یا آپدیت شدن از شما درخواست ریستارت سیستم را می کنند که در بعضی اوقات بسیار آزار دهنده هستند. اما واقعا علت این ریستارت ها چیست؟ چرا باید حتما سیستم را ریستارت نماییم؟ علت چیست؟از دلایل مهمی که می توان در این مورد بیان نمود این است که برخی از برنامه ها بر روی فایل های اصلی موجود در سیستم که در حال اجرا هستند تاثیر می گذارند.به عنوان مثال اگر آنتی ویروسی را پاک نماییم،سیستم حتما نیاز به ریستارت دارد.چون حذف کننده نرم افزار(uninstaller) در هنگام حذف برنامه،شروع به حذف فایل ها و اطلاعات برنامه که در ویندوز موجود است می کند.در این میان برخی از فایل ها همنطور که گفته شد به فایل های اصلی ویندوز متصل هستند و برای جدا سازی فایل ها از یکدیگر و جایگذاری فایل های اصلی ویندوز، نیاز به ریستارت دارند.علت این ریستارت این است که ویندوز بتواند فایل های در حال احجرا را تماما غیر فعال نماید تا جایگزینی انجام شود.زیرا زمانی که فایلی در حال اجرا است را نمی توان حذف و یا منتقل نمود.به عنوان مثال فایل صوتی که درحال اجرا است را نمی توان حذف و یا منتقل نمود.پس می توان بیان کرد که ریستارت کردن ویندوز،یک حالت اطمینان برای ویندوز است تا مطمئن شود که فایل در حال اجرا،متوقف شده و جایگزینی و یا جداسازی با موفقیت انجام می شود.
 [تصویر:  10%28178%29.jpg]
ویندوز چگونه در حالت ریستارت به پاک کردن و یا انتقال فایل ها می پردازد؟وقتی نرم افزار پاک می شود و به شما درخواست ریستارت را نمایش می دهد،همزمان به ویندوز نیز درخواستی را مبنی بر حذف و یا انتقال فایل خاصی ارسال می کند تا ویندوز در هنگام ریستارت،این درخواست را انجام دهد.این درخواست ها در قسمت رجیستری ویندوز ارسال می شود و از آنجا خوانده می شود.آدرس این محل که درخواست ها ثبت می شود  به اینصورت است که شما باید در قسمت Regedit به دنبال آدرس  "  HKLM\System\CurrentControlSet\Control\Session Manager\PendingFileRenameOperations  "
بگردید.زمانی که سیستم در حال اصطلاحا "بالا آمدن(Boot UP)" ادرس بالا را نیز چک می کند و درخواست نرم افزار هایی را که نیاز به انتقال و یا حذف فایلی در هنگام بوت دارند اجرا می کند.توجه: بهتر است که اگر نرم افزاری از شما درخواست ریستارت کرد،آن را اجابت نموده و اجازه ریستارت سیستم را دهید تا تنظیمات جدید،زودتر به روز شوند تا برنامه و یا ویندوز به مشکل بر نخورد.
 
نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 21:10
سالهاست چلّه نشینِ شبِ یلدای توام
و در میانِ سیاهی گیسوانِ پریشانِ تو که یلدای من ست
سپیده دمان را می جویم
هر چلّه ای را پایانی ست
امّا گویی
من ، معتکفِ دیرینه ی یلدای توام
و پایانی بر آن نیست
ای سپیده دم ِمن !
طلوع کن ، تا من از تو
جان بگیرم
یلدای گیسوانِ پریشانِ تو ، خانه ی من ست
از پشتِ شیشه ی پنجره ی آن
طراوتِ نور و باران را
به انتظار نشسته ام
بتاب ؛ ای رنگین کمانِ من !
تا چلّه ی من
نورانی شود
دیری ست در آرزوی برقِ نگاهت
به انتظارِ خورشیدم
یلدای مرا روشن کن دلبرم
بعد از هزاران چلّه
جهان ، یلدایی به زیبایی تو خواهد داشت ...!!!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 12:29

add floood server new 1 team برای ادد دادن به ادد لیستای خودتان.



دانلود


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 15:34
وقــتــي کــه نــام ِ زيــنب آمـــد بـــر زبانمآتـــش گــرفــتـم سوختم تا استـخوانـم
او چــهـار ســـالـه بـــود و در اوج لطافت
همـچون گُــلـي سرشار از عشق و تراوت
در پـيـش چــشمـانش گذشت تابوت مادر
رنـگش پــريد و پــر زِ اشــک مــبهـوت مـادر
بـي مــادري ارکان جسمش را به هم زد
وقـتــي کـــه بـابـــا رفــت بر جانش شرر زد
بـــي مــادري يـــا اينکه بابـا رفت از دست
کافيست تا يک کوه از غم پشت بـشکست
در عُـمــر خـود از بس مــصــيـبتها کــشيده
اصلا بــه دوران رنـــگ شــادي را نـــديــده
بــا چــشم خود ديده غريـبي حـسن را
بــا زهــر کين کُشتندآن گُل در چمن را
او ديــده يــــک تشت پُر از خون و جگر را
او ديـــده قـــلبي پــر ز آه و پــر شرر را
بــانـــو تـــريــن بــانــوي تــــاريخ مــصـيبت
مــادر فــقــط بــا او نــمــوده ايـن وصـيت
در روز عــــــاشــــــورا در آن گـــودال لالــه
يـــک بــوســــه زن بــــرآن گـلوي پاره پاره
راس بــه روي نـــي اگــــر ديــد ي در آنجا
رگــهــاي پـــاره پـــاره و خـــو نـي در آنـجا
مــادر صــبـوري کن صبوري کن که در غم
کوه صبوري هم که باشي مي شوي خَم

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 14:39
پسر به دختر گفت : اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.
دختر لبخندی زد و گفت ممنونم...

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد...حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 13:57

دانلود بمبوس میرندای جدیدبا شکلک های متنوع


برای دانلود کلیک کن


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 12:28
مادرم زیر سقف نم گرفته غسالخانه و در ملحفه ای که روی موها،چشم ها و بدن عریان او ریخته شده بود،در خودش فرو می رفت. باد،با صدای خش خش برگ و ناله سرو ها آنقدر خودش را به پنجره کوبید تا از حال رفت. سوز سردی که از سوراخ سمبه های غسالخانه به داخل آمده بود،با بوی کافور قاطی شد و ملحفه را از روی مادرم کنار زد.

من؛ همچنان،بهت زده و شرمگین به صحنه تاری که در دریای چشمانم غوطه ور بود خیره شده بودم و نمی دانستم با آن چکار کنم.دستم را روی دهانم گذاشتم تا بغضی که گلویم را پرکرده بود بالا نیاورم.سعی کردم پلکم را درست بین آن صحنه و چشم هایم قرار دهم،اما دیگر دیر شده بود و قطره ای آرام روی گونه ام غلتید.حالا می توانستم با وضوح بهتری به صورت مادرم خیره شوم.در میان بوی تعفنی که در فضا می پیچد و ریه های مرا پر می کرد،مادرم خوشبو تر از همیشه به نظر می رسید؛موهای مش شده سیاه و سفیدش،شانه ها و گردن بلندش را پنهان کرده بود و آنقدر مرا خیره نگه داشت تا سفید شدن تک تک تارهایش را به خاطر آورم.
ـ پس معطل چی هستی؟ مردم بیرون منتظرن.اگه نمی تونی بگم چند نفر بیان کمکت.
مسئول غسالخانه این را گفت و منتظر جواب شد.
نه! بهتون که گفتم،فقط خودم باید غسلش بدم.این آخرین خواسته مادرمه و مات لبخند ماسیده روی لبانش شدم.
ـ دِ یالله دختر؛ هنوز که وایستادی؟! به خاط خواسته مادر تو که نمی تونیم مُرده های مَردمو روی زمین نگه داریم!؛زود تر کارو تموم کن.
سطل آب را برداشتم و تا آنجایی که می توانستم به مادرم نزدیک شدم. آب را روی پوستش ریختم و دستم را به آرامی روی آن لغزاندم. پوست صورتش هر لحظه روشن و سفید تر می شد و موهایش در هر موج آب این طرف و آن طرف می رفت. بوی کافور ته حلقم را خاراند و با عقی تمام بغضم را روی تن یخ مادرم ریختم و صورتم را پشت دستانم پنهان کردم.
صدایی گفت: منتظر چی هستین؟!؛ زود باشین بیاین اینو از اینجا ببرین. و مرا کشان کشان از اتاق بیرون بردند.
ـ نبینم چشمای دخترم خیس باشه! حیف این مرواریدا نیست؟! من دخترمو مرد بار آوردم،مرد که گریه نمیکنه! و گونه ام را می بوسد.
دستی روی شانه ام نشست.
ـ دختر جون آخه اینکارا که کار تو نیست؛هم خودتو اذیت کردی هم مارو.کار مادرت هم تموم شد. فقط کفنش مونده بود. و به تابوت جلوی در اشاره کرد.
چند نفری لا اله الا الله گویان زیر تابوت را گرفتند و به سمت قطعه ۱۴ ـ که در نزدیکی غسالخانه بودـ حرکت کردند. بازویم را به مهری خانم همسایه و دوست قدیمی مادر سپردم و پشت سر آنها بی آنکه لا اله الا الله ی بگوییم به راه افتادیم. آفتاب، بی رحمانه،تمام زوایایی که می توانستم اشک هایم را در آن پنهان کنم روشن کرده بود.
مهری خانم گفت: مرد محرمی نیست که زیر جسد مادر تو بگیره بهار جان! و سرش را در چادرش فرو کرد.
بازویم را از دستش کشیدم و خودم را به درون قبر سر دادم.از چند زن خواستم جسد را از تابوت در بیاورند و آن را در آغوشم بگذارند. اندام لاغر و نحیف مادرم مانند کودکی در بغلم آرام گرفته بود و منتظر بود تا آن را سرجایش بخوابانم.بالای کفن را باز کردم.و محو تماشای صورتش شدم. خم شدم نا آخرین بار گونه لطیف و سفیدش را ببوسم که قطره اشکی روی صورت مادرم چکید.
زنی گفت: دخترجون مواظب باش. مگه نمی دونی اگه روی صورت مرده اشک بریزی دیگه به خوابت نمیاد؟!
و من از ترس ندیدن مادرم زیر سقف نم گرفته آسمان و در پوشش سیاهی که روی روح عریان من ریخته شده بود در خودم فرو رفتم و با صدای هق هق و ناله های که از اعماق وجودم برمی خواست، آنقدر سرم را به سنگ لحد کوبیدم تا از حال رفتم

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 1:43
خانم ها همیشه فکر میکنند آقایان اکثر دنبال زنانی هستند که برای آن ها جذابیت داشته باشد آن ها فکر میکنند مرد ها دنبال کسانی هستند که تیپ فشن میزنند و مدل مانکنی یا وزنشان کم و زیر چهل کیلو باشد اما مطمئن باشید هیچ مردی این چنین نخواهد بود .

خانم ها میبینند که مرد ها سطحی نظر هستند و به طرف دخترایی جذب میشوند که


ادامه ی مطلب را در اینجا بخوانید


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 1:16

new id maker برای ساخت ایدی فلود و ایدی تبلیغ برای روم های نیمباز که 100% کار میده.


DOWNLOAD


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 23:15
ایدی میکر جدید با آپدیت نسخه ی قبلی با 9 قسمت برای ساختن آیدی فلود و آیدی تبلیغ برای روم های نیمباز که کپچ های هر نه قسمت با سرعت load خواهند شد برای سریع تر ساختن ایدی فلود و ایدی تبلیغ.
تو این ورژن سرعت لود کردن کابچا بیشتر شده البته اینم بگم بستگی به سرعت اتصال اینترنت شماست

خوب این برنامه قابلیت  9 تا کاپچا هست که قابلیت  رفرش هم داره و قسمت پایین چک کردن ایدی ها  و این ورژن لود کردن کابچا.


دانلود


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 18:6
کاش همه یاد بگیریم :
"کاش ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﮕﯿﻢ :ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﯽ
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﯽ
ﺍﺻﻼ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﺮﻩ ﻫﺎﺗﻮ 20 ﺑﮕﯿﺮﯼ
ﺟﺎﯼ 20 ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ 16 ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﯿﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ .
ﺍﺯ "ﺗﺮﯾﻦ " ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻦ
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﻨﯽ
ﺣﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﯽ
ﺑﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﺖ ﺗﻼﺵ ﮐﻦ .. ﻫﻤﯿﻦ
ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺴﻮﻧﺪ " ﺗﺮﯾﻦ" ﺭﻓﺘﯿﻢ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﺮﯾﺨﺖ.. ﺍﺯ 19/75 ﻟﺬﺕ ﻧﺒﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﯾﮑﯽ 20 ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ..
ﺍﺯ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻟﺬﺕ ﻧﺒﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﻣﺪﻝ ﺑﺎﻻﺗﺮﯼ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﻮﺩ.
ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﻋﺸﻘﻤﻮﻥ ﻟﺬﺕ ﻧﺒﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺪﺭﮎ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﺶ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩ .
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ " ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ,ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ" ﭼﺴﺒﯿﺪﯾﻢ
ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺴﻞ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺷﺪ..

ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻣﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺟﻬﺖ ﺑﺪﯾﻢ..."


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 17:39

رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید

من روزی در این دنیا بودم.


خدایا

می شود استعـــــفا دهم؟!

کم آورده ام ...!


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 16:58
کسی را نرنجانیم!!
رنجاندن کسانی که دوستشان داریم
فقط چند ثانیه طول میکشد، اما جبرانش شاید سالها…
گاهی همه انچه یک نفر میخواهد…
تنها دستی ست برای گرفتن دستش
و قلبی ست برای فهمیدنش


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 14:33
سر میگذارم بر روی شانه های تو
آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو
دلم پرواز میکند در آسمان قلبت
میشنوم صدای تپشهای قلبت
اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت
تا خودم را از خودت بدانم
تا همیشه برایت بمانم
چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 13:31
من از اینکه شب بخوابم ُ صبح پا نشم میترسم
بغلم کن...

از اینکه اونقدر بزرگ شم که تو آغوشت جا نشم میترسم

بغلم کن...

اینجا هوا خیلی سرده، شانسِ پشتشو بهم کرده

شبام درگیرِ سردرده

بغلم کن...

من از اینکه از عشقت دلسرد شم

مثلِ بقیه ی آدما نامرد شم

تفِ سر بالای بی بر و برگرد شم میترسم

بغلم کن...

میدونم هر چی که خواستی نشدم

اونی که بتونی بهش تکیه کنی ُ واستی نشدم

آدمی که همیشه میخواستی نشدم

بغلم کن مادر

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 11:2

انلاین کردن سرور ادد فلود.


دانلود


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 21:34
سلام دوستان عزیز ممنون از نظرات سازنده ی شما.
من وبلاگمو ساخته بودم تا دلتنگی و غم و غصه هامو توش بنویسیم آروم بشم ولی شکر خدا فهمیدم ارزشم خیلی بالاتر از اونه که برای یک آدم .......غصه بخورم!

محیط وبلاگ خصوصا بلاگفا محدوده و من با هزینه خودم یک سایت ساختم با بخش های مجزا

برای هربخش هم مدیر بخش مربوطه ش رو میخوام بذارم!

 

بخش رشته و دانشگاه

بخش خانه و خانواده

بخش ایران شناسی

بهش شبکه های اجتماعی

بخش سرگرمی و تفریخی

بخش آموزش و بخش ابزار

دوست داشتین میتونید عضو شوید و مدیر یکی از بخش های انجمن باشید.

 

 برای ثبت نام در انجمن

           کلیک کن

 


قبلش قوانین انجمن را مطالعه کنید

 اینم لینک قوانین انجمن کلیک کن




 

موضوع: مطالب متفرقه ,
نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 21:27

اشتباها تاریخچه پیام های واتس اپ تان را پاک کردید؟ راه بازگشتی وجود دارد ...


[تصویر:  whatsapp-logo.jpg]



گوشی های صفحه لمسی فوق العاده اند، ولی بعضی وقت ها مشلاتی را نیز ایجاد می کنند. برای مثال ممکن است اشتباها انگشت شما به گزینه ی صفحه برخورد کند و تاریخچه پیام های واتس اپ که برای شما بسیار مهم بود از بین برود.
 
حالا پیام هایتان پاک شده است و اثری هم از آن ها نیست. چگونه می توان آن ها را باز گرداند؟
بازیابی پیام های اخیر
برای بازگرداندن پیام هایی که در یک هفته گذشته داشته اید کار بسیار ساده است: فقط لازم است که واتس اپ را پاک کنید و دوباره نصب کنید. واتس اپ به صورت اتوماتیک از داده های شما روزانه، ساعت 4 صبح به وقت گوشی یک پشتیبان ایجاد می کند و در کارت حافظه گوشی شما دخیره می کند. وقتی که برنامه را دوباره نصب می کنید از شما درخواست می کند که آیا مایل به بازگرداندن  تاریخچه پیام های گذشته خود هستید. کافی است که گزینه Restore را بزنید و هر پیامی که در کمتر از 7 روز گذشته رد و بدل کردید بازگردانده می شود.

[تصویر:  reinstall.png] 

بازیابی پیام های قدیمی تر
برای بازیابی پیام ها در واتس اپ که تاریخ آن ها ماقبل 7 روز گذشته است، کار مقداری مشکل تر است. دو روش برای این کار وجود دارد، یکی روش دستی و دیگری استفاده از وب سایتی که برای این کار طراحی شده.
روش اول: به صورت دستی
به آدرس زیر در کارت حافظه گوشیتان بروید
نقل قول:  /sdcard/WhatsApp/Databases
در این پوشه شما چندی فایل را خواهید دید که آن ها تاریخچه پیام های شما هستند. همانطور که می بینید نام آن ها به صورت msgstore-YYYY-MM-DD.1.db.crypt است که “YYYY-MM-DD” نمایانگر تاریخ فایل است.

[تصویر:  recover-messages-whatsapp.png]

ابتدا فایلی که “msgstore.db.crypt” نام گذاری شده را در همان پوشه پیدا کنید و نام آن را به چیز دیگری تغییر دهید (برای مثال واژه old را به نام آن اضافه کنید). حالا در بین فایل های دیگر پوشه که بر حسب تاریخ مرتب شده اند بگردید و فایلی را که مورد نظر شما است را به “msgstore.db.crypt” تغییر نام دهید (به تاریخ فایل ها دقت کنید و فایلی را انتخاب کنید که تاریخ آن قبل از پاک کردن اشتباهی پیام های شما است. تاریخ ها میلادی هستند)حال واتس اپ خود را از گوشی پاک کنید و آن را دوباره نصب کنید. هنگامی که از شما برای بازگرداندن پیام های گذشته سوال می شود گزینه ی Restore را انتخاب کنید. حال پیام های گذشته ی شما بازگردانده شده اند!

دقت کنید که بازگرداندن پیام های گذشته باعث جایگزینی آن ها با پیام های جدید شما خواهد شد و راهی برای ادغام کردن پیام های جدید و قدیمی وجود ندارد. ولی هر زمان که بخواهید می توانید به همین شیوه پیام های جدیدتان را با عوض کردن فایل “msgstore.db.crypt” با نسخه ای که به نام آن old اضافه کردید و تکرار این مراحل بازگردانید.
 روش دوم: استفاده از وب سایت
روش دوم بسیار سریعتر است و با استفاده از خدمتی رایگان به نام Recover Messages صورت می گیرد. این سایت محتوای فایل های پشتیبانی را می خواند و پیام های را از آن استخراج می کند. فقط لازم است به وبسایت رفته و فایل پشتیبانی که قصد بازگرداندن آن را دارید انتخاب کنید، شرایط وب سایت را قبول کنید و بر روی دکمه Scan کلیک کنید.
[تصویر:  recover-website.png]

بسته به اندازه فایل شما این فرآیند چیزی بین چند ثانیه تا چندین دقیقه به طول خواهد انجامید. هنگامی که اسکن به پایان رسید پیام های خود را از برگ “Registers Recovered” بخوانید. این روش بسیار ساده است ولی امکان بازگرداندن پیام ها به نرم افزار واتس اپتان را نمی دهد و فقط توانایی مطالعه پیام ها را دارید.
[تصویر:  Recover-website-2.png] 
بازگردانی تصاویر، ویدیو و صدا ها
ممکن است برای شما جالب باشد ولی هنگامی که تصاویر و ویدیو ها را از تاریخچه پیام هایتان پاک می کنید آن ها از گوشی شما پاک نمی شوند. به همین خاطر بازیابی تصاویر و ویدیو هایی که از تاریخچه پیام هایتان حذف کرده اید نسبتا ساده است. در داخل پوشه واتس اپ در گوشی خود رفته و بسته به فایلی که دنبال آن می گردید به پوشه های Audio، Images و Video رفته و فایل مورد نظرتان را پیدا کنید. در تصویر زیر پوشه هایی که واتس اپ ایجاد می کند را می توانید ببینید.
[تصویر:  Whatsapp-Folders.png]
نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 15:34
قابلیت های نرم افزار Mozilla Firefox فایرفوکس:

واسط کاربری نو و جذابتر نسبت به قابل سرعت بسیار بالا در بارگزاری صفحات وب دارای قابليت ‏Tabbed Browsing (باز شدن تمام صفحات در يك صفحه یا همان تب های جدید)
امنيت بالا در محيط نا امن  و خطرناک اينترنت جلوگبري از خطرات احتمالي Spy-Ware ها و دزدان
جلوگيری از باز شدن صفحات تبليغاتي بي مورد(Popup bloker).
محافظت از پسوردها و رمز هاي عبور خصوصي و امنيتي.
مدیریت حرفه ای تر Add-on ها.
استفاده ساده تر از نرم افزار.
پشتیبانی از HTML نسخه 5 .
پشتیبانی از نسخه 3 .CSS
امکان سازگاری با فرمت ویدئویی WebM .
کاهش بسیار محسوس Crash ها در استفاده از این نسخه.
سازگاری مثال زدنی با جاوا اسکریپت برای بارگزاری هرچه بهتر صفحات
آنلاین بودن همیشگی و عدم قطع شدن سوکت های ارتباطی (اجرای بهتر بازی ها و شبکه های اجتماعی و چت های آنلاین)
امکان نمایش تمام صفحه ویدیوها
امکان مشاهده آفلاین صفحات از قبل کش شده
کش بخش هایی از سایت ها که معمولا ثابت هستند
انعطاف پذیری بسیار بالای نرم افزار در مواجه با سلایق مختلف سازگاری با نسخه های مختلف ویندوز
و .. سایر امکانات که هنگام استفاده از این ورژن متوجه آنها خواهید شد.
در ضمن مهمترین مشخصه و ویژگی این نسخه نسخه portable آن میباشد یعنی بدون نیاز به نصب نرم افزار میتوانید از آن استفاده نمائید.

برای دانلود همه نسخه های موزیلا کلیک کن


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 10:37
دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟
……
 
تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟
مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟
مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!
در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟
خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌
گریه کن پس شانه‌ی مردانه می‌خواهی چه کار؟دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟
……

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌

ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟

مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود

راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟

مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!

در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟

خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین

شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌

گریه کن پس شانه‌ی مردانه می‌خواهی چه کار
نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 10:20
چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو .
صدای موسيقی فضای کوچيک کافی شاپ رو پر کرد .
روحش با صدای آروم و دلنواز موسيقی , موسيقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .
مثه يه آدم عاشق , يه ديوونه , همه وجودش توی نت های موسيقی خلاصه می شد .
هيچ کس اونو نمی ديد .
همه , همه آدمايي که می اومدن و می رفتن
همه آدمايي که جفت جفت دور ميز ميشستن و با هم راز و نياز می کردن فقط براشون شنيدن يه موسيقی مهم بود .
از سکوت خوششون نميومد .
اونم می زد .
غمناک می زد , شاد می زد , واسه دلش می زد , واسه دلشون می زد .
چشمش بسته بود و می زد .
صدای موسيقی براش مثه يه دريا بود .
بدون انتها , وسيع و آروم .
يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقی کرد .
يه دختر با يه مانتوی سفيد که درست روبروش کنار ميز نشسته بود .
تنها نبود ... با يه پسر با موهای بلند و قد کشيده .
چشمای دختر عجيب تکونش داد ... یه لحظه نت موسيقی از دستش پريد و يادش رفت چی داره می زنه .
چشماشو از نگاه دختر دزديد و کشيد روی دکمه های پيانو.
احساس کرد همه چيش به هم ريخته .
دختر داشت می خنديد و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می زد .
سعی کرد به خودش مسلط باشه .
يه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن .
نمی تونست چشاشو ببنده .
هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می کرد .
سعی کرد قشنگ ترين اجراشو داشته باشه ... فقط برای اون .
دختر غرق صحبت بود و مدام می خنديد .
و اون داشت قشنگ ترين آهنگی رو که ياد داشت برای اون می زد .
يه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه ولی نتونست .
چشاشو که باز کرد دختر نبود .
يه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد .
ولی اثری از دختر نبود .
نشست , غمگين ترين آهنگی رو که ياد داشت کشيد روی دکمه های پيانو .
چشماشو بست و سعی کرد همه چيزو فراموش کنه .
....
شب بعد همون ساعت
وقتی که داشت جای خالی دختر رو نگاه می کرد دوباره اونو ديد .
با همون مانتوی سفيد
با همون پسر .
هردوشون نشستن پشت همون ميز و مثل شب قبل با هم گفتن و خنديدن .
و اون برای دختر قشنگ ترين آهنگشو ,
مثل شب قبل با تموم وجود زد .
احساس می کرد چقدر موسيقی با وجود اون دختر براش لذت بخشه .
چقدر آرامش بخشه .
اون هيچ چی نمی خواست .. فقط دوس داشت برای گوشای اون دختر انگشتای کشيده شو روی پيانو بکشه .
ديگه نمی تونست چشماشو ببنده .
به دختر نگاه می کرد و با تموم احساسش فضای کافی شاپ رو با صدای موسيقی پر می کرد .
شب های متوالی همين طور گذشت .
هر روز سعی می کرد يه ملودی تازه ياد بگيره و شب اونو برای اون بزنه .
ولی دختر هيچ وقت حتی بهش نگاه هم نمی کرد .
ولی اين براش مهم نبود .
از شادی دختر لذت می برد .
و بدترين شباش شبای نيومدن اون بود .
اصلا شوقی برای زدن نداشت و فقط بدون انگيزه انگشتاشو روی دکمه ها فشار می داد و توی خودش فرو می رفت .
سه شب بود که اون نيومده بود .
سه شب تلخ و سرد .
و شب چهارم که دختر با همون پسراومد ... احساس کرد دوباره زنده شده .
دوباره نت های موسيقی از دلش به نوک انگشتاش پر می کشيد و صدای موسيقی با قطره های اشکش مخلوط می شد .
اونشب دختر غمگين بود .
پسربا صدای بلند حرف می زد و دختر آروم اشک می ريخت .
سعی کرد يه موسیقی آروم بزنه ... دل توی دلش نبود .
دوست داشت از جاش بلند شه و با انگشتاش اشکای دخترو از صورتش پاک کنه .
ولی تموم اين نيازشو توی موسيقی که می زد خلاصه می کرد .
نمی تونست گريه دختر رو ببينه .
چشماشو بست و غمگين ترين آهنگشو
به خاطر اشک های دختر نواخت .
...
همه چيشو از دست داده بود .
زندگيش و فکرش و ذکرش تو چشمای دختری که نمی شناخت خلاصه شده بود .
يه جور بغض بسته سخت
يه نوع احساسی که نمی شناخت
يه حس زير پوستی داغ
تنشو می سوزوند .
قرار نبود که عاشق بشه ...
عاشق کسی که نمی شناخت .
ولی شده بود ... بدجورم شده بود .
احساس گناه می کرد .
ولی چاره ای هم نداشت ... هر شب مثل شب قبل مثل شب اول ... فقط برای اون می زد .
...
يک ماه ازش بی خبر بود .
يک ماه که براش يک سال گذشت .
هيچ چی بدون اون براش معنی نداشت .
چشماش روی همون ميز و صندلی هميشه خالی دنبال نگاه دختر می گشت .
و صدای موسيقی بدون اون براش عذاب آور بود .
ضعيف شده بود ... با پوست صورت کشيده و چشمای گود افتاده ...
آرزوش فقط يه بار ديگه
ديدن اون دختر بود .
يه بار نه ... برای هميشه .
اون شب ... بعد از يه ماه ... وقتی که داشت بازم با چشمای بسته و نمناکش با انگشتاش به پيانو جون می داد دختر
با همون پسراز در اومد تو .
نتونست ازجاش بلند نشه .
بلند شد و لبخندی از عمق دلش نشست روی لباش .
بغضش داشت می شکست و تموم سعيشو می کرد که خودشو نگه داره .
دلش می خواست داد بزنه ... تو کجايي آخه .
دوباره نشست و سعی کرد توی سلولای به ريخته مغزش نت های شاد و پر انرژی رو جمع کنه و فقط برای ورود اون
و برای خود اون بزنه .
و شروع کرد .
دختر و پسرهمون جای هميشگی نشستن .
و دختر مثل هميشه حتی يه نگاه خشک و خالی هم بهش نکرد .
نگاهش از روی صورت دختر لغزيد روی انگشتای اون و درخشش يک حلقه زرد چشمشو زد .
يه لحظه انگشتاش بی حرکت موند و دلش از توی سينه اش لغزيد پايين .
چند لحظه سکوت توجه همه رو به اون جلب کرد و خودشو زير نگاه سنگين آدمای دور و برش حس کرد .
سعی کرد دوباره تمرکز کنه و دوباره انگشتاشو به حرکت انداخت .
سرشو که آورد بالا نگاهش با نگاه دختر تلاقی کرد .
- ببخشيد اگه ميشه يه آهنگ شاد بزنيد ... به خاطر ازدواج من و سامان .... امکان داره ؟
صداش در نمي اومد .
آب دهنشو قورت داد و تموم انرژيشو مصرف کرد تا بگه :
- حتما ..
يه نفس عميق کشيد و شاد ترين آهنگی رو که ياد داشت با تموم وجودش
فقط برای اون
مثل هميشه
فقط برای اون زد
اما هيچکس اونشب از لا به لای اون موسيقی شاد
نتونست اشک های گرم اونو که از زير پلک هاش دونه دونه می چکيد ببينه
پلک هايي که با خودش عهد بست برای هميشه بسته نگهشون داره
دختر می خنديد
پسر می خنديد
و يک نفر که هيچکس اونو نمی ديد
آروم و بی صدا
پشت نت های شاد موسيقی

بغض شکسته شو توی سينه رها می کرد .


منبع ارسال

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 9:24


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 0:41
عاشقانه دوست داشتنت تنها کار عاقلانه ای ست که از دلم بر می آید !
.
.
تمام دکترها جوابم کرده اند
عجب سرطان بدخیمیست دوست داشتنت !!!
.
.
برف ، باران و شالگردن همه بهانه است ؛ زمستان آمده برای تماشای تو !
.
.
دوتا صدا هست که خیلی دوسشون دارم :
صدای تو وقتی که هستی ، صدای اس ام اس هات وقتی که نیستی !
.
.
“تو” تکرار نمی شوی ، این منم که دلبسته تر می شوم !
.
.
یا خوشگل باش یا مهربون
هر دوتاش با هم انصاف انصاف نیست !
.
.
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ شک ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯِ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ !
.
.
در کلبه ای که نگاه تو فانوسش باشد ، هزاران زمستان پشت درش می مانم !
.
.
برایت آسمانی خواهم کشید
پر از ستاره های همیشه نورانی
تو در کنار من روی ابرها
من غرق آنهمه مهربانی
.
.
“تو” دوم شخصِ مفرد نیست
همه ی زندگیِ “من” است !
.
.
جز دست تو ، اندازه ی من شالی نیست
سرد است بیا ، شال مرا تنگ ببند !
.
.
دلم یه رمان میخواد که اولش من و تو باشیم ، آخرش ما !
.
.
فک نکن که ندید بَدیدم ، ولی من هیچ جایی شبیه ت ندیم !
.
.
چشم وقته زیباست که برای اشک باشد
اشک وقته زیباست که برای عسق باشد
عشق وقته زیباست که برای تو باشد
تو وقتی زیبایی که برای من باشی !
.
.
پای صندوق عشق میزان رای دل هاست
فلاسفه هیچ کاره اند !
.
.
گاهی بی دلیل نباش
گاهی بی دلیل بد باش
میترسم چشم بخوریم
آنقدر که با هم خوبیم !

.
۲۰۶ زیر بشیم مره نکوشته
دیوار می سر بکلسه مره نکوشته
ماهی خاش می گلو دچکسه مره نکوشته
اما تی دوری بد جور مره بکوشته !

.
.
کاش باورت نشود که چقدر دوستت دارم تا تمام عمر آنر به “تو” ثابت کنم !

.
.
خط می کشم روی اسمت با مدادی که نوک ندارد ، هیچوقت !
.
.
دورتر از فاصله هاییم ولی ، عشق نزدیک ترین حادثه بین من و توست !
.
.
نفسهایم را بشمار چون آنها را به قیمت دوست داشتنت از دست میدهم نه برای گذر عمر !
.
.
برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت
برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت !
.
.
حلقه ی بازوانت تنگ تر می شود و من آزادتر گُم می شوم میان دنیایی که فقط اندازه ی یک من جا دارد !
.
.
دلم برایت تنگ نشده اصلا
دوست ندارم ببینمت هیچوقت
خاطراتمان تکرار نمی شود دیگر هرگز
اما با تمام وجود دوستت دارم همیشه !
.
.
ماه و این همه آسمان
“تو” و این همه مهربانی
چه تشبیه زیباییست !
.
.
مهم نیست دور باشی یا نزدیک
از رو به رو بیایی یا روی برگردانی از من
ماه را از هر طرف که ببینی ماه است …
.
.
خواستنت تمام شدنی نیست
خواستنی تر میشوی هر لحظه …
.
.
کاش میشد فقــــط تو را داشته باشم و خدا هی بپرسد : خوب ، دیگر چه ؟!
من بگویم : هیچ ، همین کافیست !!!
.
.
شاید تنها کسی نیستم که دوستت دارم اما کسی هستم که تنها تو را دوست دارم !
.
.
دیدار تو فلسفه ی شیرینِ بودن است !
.
.
خدایا تمام دنیا از آن تو ، این یک نفر برای من
من دنیا را بی او نمی خواهم !
.
.
خوشا به حال قلبم چون از تو جان گرفته
نبض وجودم از تو خط امان گرفته
خوشا به حال جانم که مرگ او غم توست
براى وصف رویت قلبم زبان گرفته
.
.
اگر گفتی چگونه می شود مرده ای را زنده کرد ؟
فرض کن من مُرده ام ، حالا بخند …
.
.
هر ثانیه در لحظه هایم “تکرار” میشوی و “تکراری” نمیشوی …
.
.
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ، ﻫﻨﺮﯼ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ
ﻫﻨﺮ ﺑﺰﺭﮒ اینه که ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﮔﻢ ﻧﮑﻨﯿﻢ !
.
.
خورشید را می دزدم فقط برای تو و می گذارمش توی جیبم تا فردا بزنم به موهایت !
فردا به تو می گویم چقدر دوستت دارم !
فردا تو می فهمی ، فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت می دانم !
آخ … فردا …
راستی چرا فردا نمی شود ؟
این شب چقدر طول کشیده ؟!!! چرا آفتاب نمی شود ؟
.
.
احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد
نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها …
.
.
در این دنیای بزرگ و لیک کوچک
تنها باریک کوچه ی گذر تویی به عشق
و تنها در آغوش توست که می‌توان خفت به مرگ
ای شایسته ترین آوای هستی من …
.
.
خیالت معجزه ای است که هر روز غرقش میشوم و نمی میرم !
.
.
آصف نیستم تورت کنم
شکیب نیستم پولت کنم
گلپری نیستم آمار بدم
زیور نیستم دِقِت بدم
نادر نیستم خفتت کنم
کیا نیستم ترکت کنم
بیتا نیستم جاتو بگیرم
سینا نیستم خرت کنم
من فریدم دوستت دارم
نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 22:37
نگاهم کرد، پنداشتم دوستم دارد، نگاهم کرد در نگاهش هزاران عشق خواندم نگاهم کرد، دل به او بستم، باز نگاهم کرد و...
تازه فهمیدم یارو خله! فقط نگاه میکنه


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 19:23

فک میکنی کسی رو نداری ؟؟؟!!!
ولنتاین تنـــهایــــی؟؟؟!!! جـــــــــدی تنهــایی؟؟؟!!!

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو تنها نيـــــــــــــستي...
تنها به این بچـــه میــــگن عزیـــزم که هیچ کسی رو نداره.....


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 13:27
قول داده اَم…
گاهـــی
هَر اَز گاهـــی
فانـــوس یادَت را
میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم
خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره
میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم
اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…
خیالَت راحَت



درباره من
.·´♥`·.میترسم از بعضی آدم ها......

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ.·´♥`·.
موضوعات
ابزارک های وبلاگ