نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 0:20
یه پسر خوب وقتی 18 سالش شد واسه گواهینامه وماشین از خونه قهر نمی کنه!
یه پسر خوب از پنجم ابتدایی سه تیغه نمی کنه!
یه پسر خوب تا نصف شب دختر مردم را زابراه نمی کنه!
یه پسر خوب از 12سالگی جلوی مدرسه دخترانه مثل میله وای نمی ایسته!
یه پسر خوب هیچ وقت داد وهوار نمی کشه وادای مردها را در نمی اره!
یه پسر خوب همزمان با 700تا دختر دوست نمی شه وبه همشون قول ازدواج نمی ده!
یه پسر خوب خانمهارو وسط خیابان بلند نمی کنه ببره... یه پسر خوب به هر دختر خوبی که رسید پیشنهاد....نمی ده!
یه پسر خوب واسه دختر ها 12345 تا ID مختلف باز نمی کنه چون دخترا می دانند بد مارمولکی هستن!
یه پسر خوب وقتی ماشینش تو ترافیک گیر می کنه دستشو تا بناگوش تودماغش فرونمی بره!
یه پسر خوب هر جا می ره از کوچک یا بزرگ بودن صحبت نمی کنه !
یه پسر خوب با مامانش سر دوست دخترش دعوا نمی کنه !
یه پسر خوب وقتی چند تا خانم متشخص دارند حرف می زنند نمیاد میان کلام ونمی گوید:منم گلابی ام!
یه پسر خوب وقتی صدای دوست دخترش را شنید دلش غش نمی ره!
یه پسر خوب وقتی یک دختر خوب بهشTEL نمی ده التماس نمی کنه!
یه پسر خوب وقتی یک دختر از اونجا رد می شه چشم هاشو4تا نمی کنه!
یه پسرخوب هیچ وقت از 12 سالگی سیگار نمی کشه!
یه پسر خوب به زور از یک دختر خوب ID نمی گیره!
یه پسر خوب به وبلاگی که بهش مربوط نیست مراجعه نمی کند!
یه پسر خوب وقتی به وبلاگی که بهش مربوط نیست رفت نظر نمیده! یه پسر خوب وقتی یک وبلاگ ضدپسر دید برای نویسنده اش حرف در نمی اورد که توی عشق شکست خورده!
یه پسر خوب هیچ وقت

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 23:16

فکر کن آمریکا حمله کنه جنگ بشه بعد شما پسرا بخواین با خواننده های این دوره زمونه برین


جبهه...!
....علیشمس: بده اون کلاشینکوفو دست علیشمس کپلیه مو فکلی

یاس: من کسی نیستم که با این تیرا دردم بگیره.ولی این زخمیارو کی میخواد گردن بگیره

ساسی مانکن: نارنجکا کوجا ان؟ دنبال دامن کوتاهن

تهی: کلت من گم شده و دنبال یک خشابه

زدبازی: جبهه ماله منه...جبهه ماله منه...

تتلو: کی از پشت نارنجکا رو میزنه

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 18:53
تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت :
آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید
تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت ۴ ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید
حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی بود.
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!




ﺑﭽﻪ ای ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﮐﯿﻒ ﺑﺨﺮﻡ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ … ﺗﺎ ﭘﻨﺠﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﺪﻩ و ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﺶ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﺮﻩ ولی ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ؛ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺗﻮ ﻫﻤﺶ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ؟؟؟ بچهه ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ …
خلاصه ﺩیپلمشو ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ و بازم ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺑﺨﺮﻡ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! باباش دوباره ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ آخه ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ
ﻭﻗﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺨﺮﻡ ! ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ … تا ﺑﻌﺪ از ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ پدر در ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻔﺴﺎﯼ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ که ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ به ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ من ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ ﺗﻮﭖ تنیساﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ؟ خواهش میکنم ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ
ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻡ ﭘﯿﺸﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ !!! ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺑﺎﺑﺎﻫﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻪ و ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ و ﻫﯿﭽﮑﺴﻢ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺍﻭﻧﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ




به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم
شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در تیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى،
یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان ! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد.
شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد یا کنا در




ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪن؟ ﻣﺎﺩﺭﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺭو ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩ،ﺍﻭنا ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪ
ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ. ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺪﯾﺪ ﺍﻭﻣﺪ .
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮐﻪ ﮔﯿﺞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺁﻓﺮﯾﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﯼ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ … ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ!
ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻣﻦ ﺑﻬﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ؛ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩﺵ


زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست، به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود
زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید,زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : “چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟”شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید: هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟
زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد ا گفت: “آره یادمه…”
شوهرش به سختی‌ گفت:
_ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟
_آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست)
_یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان
_آره اونم یادمه
مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 22:45
دخترا در بازگشت از سفر سه روزه خارج از کشور ..!
.
.
.
.
اُ مــــای گـــاد!
وااای خيلی هَـــپي ام !!!
چطوری مای فرندِ من! کلی ميست کرده بودم !!!
خدارو تنکس،همه چی اوکيه !!!
وااای دَدی و مامی رو ببين !!!
وااااوووو تهران چقدر چنج شده !!!
قبلانا اين ميدون اونور نبود ؟؟؟
آآآآخ کبابِ ايرووونی با توميتو !!!
ساری شما به توميتو چی ميگين ؟؟!!
وای اصلا فارسی نمیتونم اسپیک کنم

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 1:33
از جايي شروع مي شود كه \" حسن كچل \" براي نخستين بار به مكتب رفت .
از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهيانه كودكان مكتب بود ؛ ليك حسن كچل از
روي تنبلي چشمان چپش را بر روي ورقه ي همزاد انداخت تا نكته اي بس ارزشمند
از ورقه ي فوق الذكر دشت كند .
اين
بود كه اولين تقلب تاريخ بشري رقم زده شد . البته اين تقلب باروش هاي بسيار ابتدايي
(در مقابل ترفند هاي كنوني ) صورت گرفت . بدين ترتيب كه حسن با كلي زور زدن
خود را به بالاي ورقه ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را كش رفت . از آن
به بعد تقلب دوران طلايي خود را آغاز كرد .


روش هاي نوشتاري
1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روي ديوار ، روي ميز ، پشت نيمكت ، زير نيمكت ، پشت لباس يا مانتوي دانش آموز جلويي ، ...
3. نوشتن به روي دستمال كاغذي ، پاكت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن در حفره هاي مختلفي از جمله بيني ، دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ...
روش هاي باكلاس
1. استفاده از ماشين حساب مهندسي
2. استفاده از موبايل
3. استفاده از آيينه ، موچين ، لوازم آرايشي ، فيلم ، عكس ، ...


روش هاي بي كلاس
1. شيره ماليدن بر سر يكي از بچه درس خون ها
2. خم كردن سر به روي ورقه ي طرف به صورت تابلو
توجه :
اگه در اين امر تبحر كافي نداريد ، اصلاً سمت اين كار نريد ؛ كه عواقبي جز‌ء ضايع شدن و اخراج و تابلو شدن .

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 12:54
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خوندن به تفریح رفته بودن و هیچ آمادگی برای امتحان نداشتن.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای رو سوار کردن . به این صورت که سر و صورتشون رو کثیف کردن و مقداری هم لباساشون رو پاره کردن و تو ظاهرشون تغیراتی رو به وجود آوردن .
بعد به دانشگاه پیش استاد رفتند. ماجرا را این طور برا استاد گفتن... که دیشب به یه مراسم عروسی در خارج از شهر رفته بودیم. و در راه برگشت از شانس بد ما یکی از لاستیک های ماشین پنچر شد وبا هزار زحمت وهل دادن ماشین رو به جایی رسوندیم و این طور بود که به امادگی لازم برای روز امتحان نرسیدیم در نهایت قرار میشه که استاد سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این چهار نفر برگزار کند.
اون ها هم خوشحال از این موفقیت سه روز تمام درس می خونن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن . استاد عنوان میکنه به خاطر خاص و خارج از نوبت بودن امتحان باید هرکدوم تو یه کلاس بشینند و امتحان بدن. انها هم به دلیل امادگی کامل موافقت میکنن...
امتحان حاوی دو سوال بود......
1- نام و نام خانوادگی (6نمره)
2- کدام لاستیک ماشین پنچر شد؟ (14نمره)
الف) لاستیک سمت راست جلو
ب)لاستیک سمت چپ جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چپ عقب

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 10:11

شخصی به رستورانی رفت اول سفارش سوپ داد بعدا تقاضای بستنی کرد این عمل را چندین بار انجام داد موقع دادن صورت حساب گارسون به او گفت : بفرمایید آقای آتش نشان ، در صورتی که خطاب گارسون صحیح باشد معلوم کنید گارسون چگونه فهمیده مشتری آتش نشان است؟؟؟

.

.

.

.

پاسخ : چون مشتری لباس آتش نشانی بر تن داشته

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 14:49
ﯾﻪ ﺗﺮﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﯾﻚ ﺁﮔﻬﯽ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ
ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻛﻪ : ﺑﻪ ﯾﻚ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﻛﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﻣﺠﺮﺏ ﻭ
ﺑﺎﺳﺎﺑﻘﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯾﻢ. ﺧﻼﺻﻪ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﻛﺖ ﺷﻠﻮﺍﺭ
ﻣﯿﭙﻮﺷﻪ ﻭ ﺗﯿﭗ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﭘﺎﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ
ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ . ﺍﻭﻧﺠﺎ ﯾﺎﺭﻭ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ : ﺷﻤﺎ
ﻣﺪﺭﻛﺘﻮﻥ ﺍﺯ ﻛﺪﻭﻡ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﻪ؟ ﻃﺮﻑ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ
ﻣﺪﺭﻙ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻛﻪ ! ﯾﺎﺭﻭ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﯿﻜﻨﻪ، ﻣﯿﮕﻪ : ﭘﺲ
ﺣﺘﻤﺎٌ ﺳﺎﺑﻘﺔ ﻛﺎﺭﺗﻮﻥ ﺯﯾﺎﺩﻩ ... ﻗﺒﻼٌ ﺗﻮ ﻛﺪﻭﻡ
ﺷﺮﻛﺖ ﻛﺎﺭ ﻣﯿﻜﺮﺩﯾﻦ؟ ﻃﺮﻑ ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﺍﻟﻠﻪ ﻣﻦ
ﺷﺮﻛﺖ ﻣﺮﻛﺖ ﺣﺎﻟﯿﻢ ﻧﻤﯿﺸﻪ ! ﭘﺪﺭ ﻣﺮﺣﻮﻣﻢ ﯾﻚ
ﺳﻮﭘﺮﻣﺎﺭﻛﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﻣﻨﻢ ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﻛﺎﺭ ﻣﯿﻜﻨﻢ !!
ﯾﺎﺭﻭ ﺷﺎﻛﯽ ﻣﯿﺸﻪ، ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﺮﺩﻙ ! ﺗﻮ ﺍﺻﻼٌ ﺑﻠﺪﯼ
ﻛﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﺭﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﻨﯽ؟ ! ﺗﺮﻛﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﺍﻟﻠﻪ ﻧﻪ !!
ﻣﺮﺩﻩ ﻗﺎﻁ ﻣﯿﺰﻧﻪ، ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ : ﭘﺲ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ
ﻏﻠﻄﯽ ﺑﻜﻨﯽ؟ ! ﺗﺮﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﮕﻢ
ﻛﻪ ﺩﻭﺭ ﻣﻦ ﯾﻜﯽ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻂ ﺑﻜﺸﯿﺪ !!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 13:47
گویند : پسری قصد ازدواج داشت .
پدرش گفت : بدان ازدواج سه مرحله دارد .
مرحله اول ماه عسل است که در آن تو صحبت می‌ کنی و زنت گوش می‌ دهد .
مرحله دوم او صحبت می‌ کند و تو گوش می ‌کنی ،
اما مرحله سوم که خطرناک ترین مراحل است
و آن موقعی است که هر دو بلند بلند داد می‌ کشید و همسایه‌ ها گوش می‌ کنند

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 23:36
دختر یعنی
دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن  !

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن  !


دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی  …


دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!


دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت


دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن


دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!


دختر بودن یعنی دختر و چه به رانندگی؟ تو باید ماشین ظرفشویی برونی !


دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!


دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!


دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه!


دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده ۱۲ میلیون؟


دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!


دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل….هزار ماشالااااااا…


دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!


دختر بودن یعنی لباست ۴ متر و نیم پارچه ببره!


دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!


دختر بودن یعنی کجا داری میری؟!


دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!


دختر بودن یعنی کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟! گوشیت و بده ببینم !


دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!


دختر بودن یعنی اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر !


دختر بودن یعنی با لباس سفید اومدن با کفن رفتن !


دختر
بودن یعنی چون پیر شدم میخواد طلاقم بده رفته صیغه کرده!
نه با با! بی خود جوش نکنید. دختر بودن یعنی فرشته بودن!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 20:32
امروزه کنکور برای هر جوانی یک کابوس بزرگ محسوب می شود، هر چند از چند سال پیش زمزمه هایی از حذف کنکور در شبکه های مختلف خبری شنیده شد اما از آنجا که خیلی از پروژه ها در این مملکت سر و تهش به حرف تمام میشه، این وعده هم هنوز عملی نشده و همچنان تعداد زیادی از جوانان هموطن با استرس کنکور هر شب خود را سر میکنند. در این رابطه شعری طنز در گل آقا منتشر شده که خوندنش برای شما دوستان خالی از لطف نیست :

طنز کنکور



ای عزیزان پشت کنکوری
تا به کی داغ و درد و رنجوری ؟

تا به کی تست چند منظوره ؟

تا به کی التهاب و دلشوره ؟

شوخی و طعن این و آن تا چند ؟

ترس و کابوس امتحان تا چند ؟

غرق بحر تفکرید که چی ؟

بی خودی غصه میخورید که چی ؟

گیرم اصلاً شما به طور مثال

کشکی، از بخت خوش، به فرض محال

زد و شایسته دخول شدید

توی کنکور هم قبول شدید

یا گرفتید با درایت و شانس

مدرک فوق دیپلم، لیسانس

گیرم این نحسی است، سعدش چی ؟

اصلاً این هم گذشت، بعدش چی ؟

تازه از بعد آن گرفتاری

نوبت رخوت است و بیکاری

بعد مستی، خمار باید بود

هی به دنبال کار باید بود

آنچه داروی دردمندی هاست

صفحات نیازمندی هاست

گر رضایت دهی تو آخر سر

گه شوی منشی فلان دفتر

به تو گویند : بعله، دفتر ما

هست محتاج آدمی دانا

آشنا با اتوکد و اکسل

و فری هند و آوت لوک و کورل

باید البته لطف هم بکند

چای هم، بین تایپ، دم بکند

بکشد وانگهی به خوش رویی

هفته ایی یک دوبار جارویی

این که از این، حقوق هم فعلاً

ماهیانه چهل هزار تومن!

پس بیایید و عز و جز نکنید

بی خودی هی جلز ولز نکنید




شاعر، خواسته از ابتدای کار بگه کنکور بدردتون نمیخوره بابا ! اما انتهای کار به این نتیجه میرسه که چاره ای بجز درس خوندن ندارید! پس درساتونو بخونید تا یه رشته خوب تو یه دانشگاه عالی قبول بشید و ارباب خودتون، خودتون باشید ...

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 22:56
قانون صف:
اگر شما از يک صف به صف ديگری رفتيد، سرعت صف قبلی بيشتر از صف فعلی خواهد شد. 
 
قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود. 
 
قانون تعمير: 
بعد از اين که دست‌تان حسابی گريسی شد، بينی شما شروع به خارش خواهد کرد. 
 
قانون کارگاه: 
اگر چيزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترين گوشه ممکن خواهد خزيد. 
 
قانون معذوريت: 
اگر بهانه‌تان پيش رئيس برای دير آمدن پنچر شدن ماشين‌تان باشد،  روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين‌تان، ديرتان خواهد شد. 
 
قانون حمام: 
وقتی که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد. 
 
قانون روبرو شدن: 
احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتی که با کسی هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش می يابد. 
 
قانون نتيجه: 
وقتی می‌خواهيد به کسی ثابت کنيد که يک ماشين کار نمی کند، کار خواهد کرد. 
 
قانون بيومکانيک: 
نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. 
 
قانون تئاتر: 
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است ديرتر می‌آيند. 
 
قانون قهوه: 
قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد.

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 22:33
سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن ، هر رو از بر تشخیص میدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن! ... از قیافه ء خودشون بدشون میاد!
سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا" راه نمیرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: یه کمی مثلا آدم می شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (یادش به خیر ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بینن ، تا پس فردا عاشقش می شن! ... آخ آخ!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تیز میشن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ...
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن! (مثلا عاقل میشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال یه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز می شن! (دیدشون عوض میشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یه نفر دیگه هم دوسته! اصلا" لیاقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!
سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار میدین غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲ ساعت: 9:1

ﺭﻗﯿﺐ ﻋﺸﻘﯽ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺪ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺩﻣﺪﻣﯽ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﯿﻔﺘﻪ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺷﺪﻥ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﺟﻤﻠﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻦ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﺩﻭﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﺑﺮﺳﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺲ ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺪﻩ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!
ﮐﻠﯽ ﻏﻢ ﺗﻮﯼ ﺩﻝﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺭﻭ ﻟﺒﺖ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !!!
ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ..
ﺁﺩﻡ ﺟﻮ ﮔﯿﺮ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﻓﻠﺸﯽ ﮎ ﻭﯾﺮﻭﺳﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺑﭽﻪ ﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻨﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺍﻭﻥ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﻣﺮﻍ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻏﺎﺯ ﺍﺳﺖ ، ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﻓﺎﻣﯿﻞِ ﺭﻭ ﻣﺦ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!
ﺗﺮﺍﮐﻨﺶ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﻧﮏ ، ﺧﺮ ﺍﺳﺖ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﺩ : " ﻟﻄﻔﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻮﻕ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ " ﺩﯾﺮﯾﻨﮓ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺧﺮﺍﺳﺖ !
ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ﻫﻢ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ!

ﻛﺎﺭﺑﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲ ساعت: 8:59
هی میشینید دخترا را مسخره میکنید که چی حالافکرکردید اگه پسرای امروز برن جنگ چی میشه؟
مهران اون یارو رو تیربارون کن!

نه میخوام باخواهرش ازدواج کنم! علی خشاباروپرکن!
اوووه کی میره این همه راهو تیر بیاره!
مسعود تفنگ پرکن!
مگه نمیبینی دارم ابروهاموتمیزمیکنم!
امید فرداباید بریم خط مقدم!
شرمنده من ضد آفتاب و ژل موم تموم شده نمیتونم بیام!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲ ساعت: 19:6

1-کچلها زودتر از همه متوجه شروع بارش باران میشوند.

2- کچلها میتوانند با خیال راحت شیشه اتومبیل را پایین بکشند و از

جریان هوا لذت ببرند.

3-آنها به راحتی میتوانند برای رفتن به مهمترین مهمانیها هم از

موتورسیکلت استفاده کنند.



4- مودارها اگر عرق بکنند، باید بروند حمام



و کلی موهایشان را با شامپو چنگ بزنند

.
تا چربی و عرق از پوست سرشان پاک شود ولی کچلها

.
با یک دستمال کاغذی مشکل را حل میکنند.


5-کچلها غصههایشان کمتر است و مثل


بقیه هر روز نگرانی ریزش موهایشان را ندارند.


6- و بالاخره اینکه کچلها استرسهایشان ذخیره نمیشود!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲ ساعت: 15:50
مادر شوهر

کتری مثل مادر شوهره مدام در حال جوشیدن!


عروس

عروس مثل قوریه که با جوشیدن کتری اونم کم کم داغ میشه!

داماد


پسر مثل استکانه نصفشو کتری و نصفشو قوری پر میکنه!


خواهررررشوهر


خواهر شوهرم مثل قاشق چای خوریه میاد به هم میزنه و میره!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۲ ساعت: 23:24
ا ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻭ ﭘﻨﺪ ﺁﻣﻮﺯ
.
.
.
.
ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺩﻭ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ
ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﺩ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺗﭙﻞ
ﻣﭙﻞ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﻣﯿﺒﺮﺩ،ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ ﻫﻢ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﻮﺭﺯﯾﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩ ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺗﻮﯼ ﺗﺨﺖ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺟﻔﺘﺶ ﮔﻔﺖ :
ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﺍﻭﻫﻮﻡ،ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺑﯽ؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ،ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯽ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﺟﻮﻥ ﺩﻟﻢ،ﺑﮕﻮ ﻋﻤﺮﻡ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﯽ ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﭘﺸﺖ ﺳﯿﺦ
ﺳﯿﺨﺖ ﺑﺮﻡ ﻣﻦ !!
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﻭﺯﺍ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺮﯼ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﮕﺮﺩﯼ ﻣﻦ
ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ !
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﺧﺐ؟ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ :ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻭﻧﮓ ﻭﻧﮓ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺷﻢ
ﻧﻤﯿﺎﺩ،ﻗﺒﻠﻦ ﮐﻠﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ
ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺎﺭﯾﻢ ..
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ :ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺟﻮﺟﻮ،ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺩﻡ ﺩﺭﺍﺯﺕ ﺑﺮﻡ،ﺧﻮ
ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ،ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻋﺎﺧﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ :ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺮﻡ یه موبایل میگیرم برات واتس آپ و وی چت هم نصب میکنم تا
ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺑﺸﯽ،ﺧﻮﺑﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻋﺎﭼﻘﺘﻢ،ﻋﺸﻘﻢ
ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻫﺎ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪ

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 12:53

لیلی و مجنون


داد مجنون بهر لیلی یک ایمیل

گفت ای از هجر تو اشکم چو سیل

ای به قربان قد و بالای تو

من فدای قامت رعنای تو

ناز کم کن ای نگار ناز دار

قهر با من نیست انصاف ای نگار

خواسته ای میرزا قلمدونت شوم

واله و شیدا و حیرونت شوم

گفته ای نامه ز ایمیل بهتر است

دستخط یار دیدن خوشتر است

لیک دور نامه لیلی جان گذشت

دوره ی ایمیل یا ایکارد گشت

نامه جانم مال عهد بوق بود

راز دار عاشق و معشوق بود

ناخن تو چون که گشته مانیکور

خط چشمت چشم ها را کرده کور

نامه بهر تست دیگر املی

ای نگار دلربای سوگلی

گشته چت دیگر به جایش جانشین

دوره ی ایمیل گشت ای نازنین

فیبر نوری گشته دیگر این زمان

جانشین کفتر نامه رسان

بهر تو ایمیل خیلی بهتر است

لایق عاشق کشان دلبر است

اسب همت را تو اینک هی بکن

بهر مجنون یک ایمیل ریپلی بکن

جوف آن بفرست اتچ های قشنگ

فایل های جور واجور و رنگ وارنگ

عشق من آنلاین تست ای مهربان

صبح و ظهر و عصر و شب در هر زمان



آف مسیجت می فرستم دمبدم

تا که مهر افزون کنی و ناز کم

این ایمیل را کپی پیست در هارد کن

از برای عاشقان فوروارد کن

با خیال راحت ای یار ملوس

چون که دارد این ایمیل آنتی ویروس

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 18:15
تا حالا دقت کردین وقتی تو ی مخمسه ای هستین قضیه خیلی پیچیده ب نظر میرسه و خیلی سخت

اما وقتی ازش خلاص میشین می بینی همچین مالی هم نبوده






تا حالا دقت کردین هر چی رو ممنوع می کنند مردم بیشتر استقبال می کنند تا امتحانش کنند؟






تا حالا دقت کردین وقتی دنباله یه سی دی میگردین اون سی دی آخر همیشه سی دی مورد نظر شماست؟






تا حالا دقت کردین کار های بد و اشتباه ادم 10 برابر کار های خوب و درست ادم به چشم میاد؟






تا حالا دقت کردین توی کتاب داستانا اصلا دست شویى نمیرن ؟ ( چه وضعشه آخه!)






تا حالا دقت کردین مردم میرن گوشی 1 میلیونی میگیرن
بعد فقط باش اس ام اس میدن و زنگ میزنن
کلی هم پز میدن که گوشیمون فلانه ؟






تاحالا دقت کردین وقتی 1تصمیم خوب می گیریم همش می خوایم از شنبه شروع کنیم؟






تا حالا دقت کردین موقع رفتن به مدرسه هر چقدرم زود پاشین بازم آخر هول هولی میشه
و دیرتون میشه و اگه سرویسی باشید سرویستون بوق میزنه؟






تاحالا دقت کردید باز کردن ساندیس اونجایش که نوشته نی رو اینجا بزنید و باز کنید سخت تره باز کردن از تهشه؟






تا حالا دقت کردین چقدر حال میده بعد از این که از 1 سفر برمی گردیم بریم دست شویی خونه خودمون؟






تا حالا دقت کردید میخواید یه فیلم ببینید یهو باباتون میان میگه بزن میخوایم اخبار رو گوش بدیم






تا حالا دقت کردین فیلمای عاشقونه ایرانی معمولا این جوریه که
دونفر که یه نفرشون پولداره اون یکی فقیره با هم تصادف میکنن و آخرش با هم ازدواج میکنن






تا حالا دقت کردین هر سری صبح کار دارین باید بیدار شین ( به هر دلیلی ) عمرا شب خوابتون نمیره
ولی وقتی صبح عملا بیکارین و قراره حوصله تون سر بره از 7 صبح بیدارین و به هیچ وجه خوابتون نمی بره






تا حالا دقت کردین هر سری می خوای تلویزیون نیگا کنی
تا ریموت رو ور می داری همه یادشون میوفته می خوان تلویزیون نیگا کنن.






تا حالا دقت کردین وقتی یه کلمه رو تو حرفامون زیاد استفاده می کنیم
کم کم برامون بی معنی میشه؟






تا حالا دقت کردین تابستونا آدما احساس زیادی به سرما می کنن و می گن کی زمستون میشه
اما وقتی زمستون میشه از بس بعضی وقتا سرد میشه می گن کی تابستون میشه






تا حالا دقت کردیم وقتی گیر میدید یه چیز خاصی رو بخرید همه جا رو زیر پاتون میذارید پیدا نمی شه
بعد وقتی با مصیبت گیرش میاریدو می خرید از فرداش همه جا پر میشه و کیفیتشم از ماله شما خیلی بهتره؟






تا حالا دقت کردین ماه به ماه برای ادم مهمون نمیاد
درست وقتی که ادم می خواد تنها باشه تمام فامیل یادشون از ما میاد ومیان خونمون؟

درباره من
.·´♥`·.میترسم از بعضی آدم ها......

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ.·´♥`·.
موضوعات
ابزارک های وبلاگ