نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت: 0:9


نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ ساعت: 18:42

خسته ام از روزگار از چهره ام معلوم نیست؟

خنده ام مصنوعی است،این واقعامعلوم نیست؟

آدمی شادم میان دیگران،اما چرا

اشک چشمانم ولی ازدیدشان معلوم نیست؟

شعرهاوجمله هاشیرین برآید ازدلم

این همه تلخی،چراشیرینی اش معلوم نیست؟

خسته ام ازگریه از نزدیک بودن های دور

التماس چشم هایم بازهم معلوم نیست؟

باشد..عادت میدهم دل راولی ای روزگار

رحم وانصافت کجا رفته؟چرامعلوم نیست؟

صبرکردم،صبرخواهم کردزین پس بازهم

این صبوری وتحمل تابه کی؟ معلوم نیست؟

تابه کی پنهان کنم این دردهارا؟ خسته ام

خسته ام از خستگی هایم خدا!معلوم نیست؟

"دردم ازیار است" آری حافظا..اماببین

من کجا؟ یارم کجا؟ درمان کجا؟ معلوم نیست!


درباره من
.·´♥`·.میترسم از بعضی آدم ها......

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ.·´♥`·.
موضوعات
ابزارک های وبلاگ