نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 18:46
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد،
که مرا
زندگانی بخشد
چشم های تو به من آرامش می بخشد.
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من آنچه را می بخشی

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 18:16
شيداي شب

و خوب میدانم : تا وقتی برفهای روی شانه هایم را نتکانم ….بهار نمی اید
پس بهارم
حالا که برفها رفته اند بیا
کوچه ی برفی
چه شبها تا سحر نام تو را از دل صدا کردم
دلم را با جنون بی کسی ها آشنا کردم
نفهمیدم چه رنگی دارد این شبهای شیدایی
که قلبم را فقط با خاطراتت مبتلا کردم
چه حسی بود در قلبم شبیه کوچه ی برفی
به راه کوچه ی برفی تو را از خود جدا کردم
نفهمیدم که می میرم نباشی مثل پروانه
ترا من در ته این کوچه ی برفی رها کردم
چه شبها تا سحر در خلوتی بیرنگ
نشستم مو به موی خاطراتت را سوا کردم
به پای قاصدک بستم صبوری را شبیه گل
نوشتم به روی گل که من بی تو چه ها کردم
خبر دادی که می آیی سوار شاپرک در باد
بیا ای اوج زیبایی که غم ها را رها کردم

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 22:31
 
مـــــن " تـــــــــــو "
آن شـــــب ِ تاریک ِ ، سرد ِ رویــــایـــی
گــــرمــــی صـــدایــت زنـــــده ام کـــــرد
صـــدایـــی کـــه بــــا "دوســـتت دارم" هــــایـــش
در دل و جـــــانـم رخــــنـه کــــرد
بـــه ابــدیــت پیــوســت
جـــــاودانــــــه شـــــــد



زیـــــبـا تــــریـــن شــــب عــــمـــرم شــــد . . .
......
گاه گاهی معجزه کن ، یا خود معجزه شو

من عمری است در انتظار معجزه

به چشمهای تو می  نگرم...

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 13:33
نیستم،هستی
می آیم،هستی
ساعت ها خودم را سرگرم می کنم ولی گوشه ی چشمم به نام توست
چرا یک پیام نمی فرستی؟
چرا یک قلب در پروفایلم نمی کاری؟
چه می خواهی از جان آن افراد آنلاین؟


امروز برایت پیامی فرستادم
و تو"در حال استفاده از سیستم پیا خصوصی"
من:خوشحال می شوم
تو:"در حال خواندن پیام خصوصی"
من:قلبم به تپش می افتد
تو:"در حال ارسال پیام خصوصی"
من:بارگذاری مجدد....بارگذاری مجدد....بارگذاری مجدد
باز هم یک دوست جدید به لیست دوستانت پیوسته نه؟



پیام امروزت مرا در هم شکست
-:از شدت فضولی همیشه "در حال مشاهده ی افراد آنلاینی؟"
.
لعنتی بفهم هر جا می روی می خواهم کنارت باشم


ساعت ها یک جا توقف می کنی.....
دوباره سرت به کجا گرم است که سهمم از تو
فقط یک نام کاربری دروغین است؟



امروز یک مهمان در حال بازدید از پروفایلم بود.....
اینقدر برایت بی ارزشم که حتی نمی خواهی نامی از خود کنار من داشته باشی؟
آن مهمانی که همیشه فقط افراد آنلاین را میبیند
منم که منتظرم ببینم کی در حال ورودی
چقدر احساس حماقت می کنم
هنگامی که تو پنهانی
و من نگران نبودن تو
حتی یکی از اعتبار هایم از طرف تو نیست
ارسال هایم هیچ
وقتی در حال مرگ بودم
یک"منتظرم،برگرد"هم نمی توانستی بگذاری؟


میترسم لیست دوستانت رو ببینم!
ترس اینکه من بینشون نباشم همیشه بامنه!....



تنهایی به معنی یکه بودن نیست
تنهایی یعنی با تمام نا امیدی اطرافیانت را از دست بدهی
تنهایی یعنی احساسی که برای فرار از آن به اینجا پناه آوردم
ولی...
متشکرم که اینجا هم به من یک لقب دادی
کاربر تنها



یادت هست؟
همرنگ بودیم
همزبان بودیم
ولی تو...
بنفش شدی....
قرمز شدی.....
سبز شدی!!...
موضوع باز کردی:"عشق وجود ندارد..فقط احساسی ست که با یاد آوریش شرم وجودت را فرامی گیرد!"
پاسخ دادم:"دوستت دارم!"
نوشتی:اسپم نده!محرومت میکنم!


پرسیدم:چرا گذاشتی فاصله بینمان بیفتد؟
گفت:تو عینک نزدیک بین داشتی!
فاصله از ابتدا بینمان زیاد بود
نباید موضوع عشق را باز می کردم!
شما که غریبه نیستید
خودش موضوعمان را بست


امروز همان پیراهن آبی ام را پوشیدم
موهایم را همان طور از بالا بستم
و جلوی لپ تاپم نشستم
صحنه ی جرم عاشقیم کامل شد
چه فایده که تو زیر بار کشتن دلم نمی روی


دستم را روی صفحه ی نمایش گذاشتم
تا گرمای دستت را که به دروغ گفته بودی روی تصویرم است
احساس کنم
اشتباه می کردم
آن گرما،گرمای انتظار کودکانه ام بود
وگرنه قهقهه های تمسخرآمیز تو از یخ هم سرد تر است
چشمان درخشانم مات شد
از بس خیره به این صفحه لعنتی ماندم
که تو به جای:حالت خوب است آبجی؟"
بنویسی"گریه نکن عشقم!"
من آمدم
پنهان نشو
اینجا قلب های گرم بسیار است
کسی مانده ی قلب یخی و فاسد تو نیست!
مدت ها نبودم
برگشتم
تو:چه خبر؟
من:دنیایی از خبر
منتظر بودم بپرسی چه شده
منتظر یک هم درد بودم
یک ربع...نیم ساعت...یک ساعت...
پیام میدهی
-:ان شاءالله که خیر است
گفتم:باز که رنگ عوض کردی!من هم می خواهم هم رنگت شوم!
گفتی:ارزش و اعتبار تو به اندازه ی من نیست!
حیف آن روز من که به خاطر تو خراب شد
حالا با آن همه اعتبار
در قلب من مهمان هم نیستی
چه برسد به اینکه دارای اعتبار باشی!!
آن روز ها خدا را می شناختی
و من از همه مومنان متنفر می شدم
ولی ممنون
به خاطر تو با خدای واقعی آشنا شدم
نمی شناسی اش؟
ای بابا..
عیبی ندارد
موقع تقاص پس دادن خووووب خود را به تو معرفی خواهد کرد


نه هم را میدیدیم
نه صدای هم را می شنیدیم
نه به هم دست می زدیم
نمی دانم حکم این دوستی چه بود
که حرمتش بیشتر از شکستن دل من بود


شنیده بودم گناه زبان خیلی زیاد است
ولی فکر کنم در عصر ما گناه انگشتان بیشتر باشد
انگشتان قدرتمند تو...
دل مرا شکستند
مرا کتک زدند
به من تهمت زدند
آن دنیا من که از انگشتان سیاه
و آن صفحه کلید نفرت انگیزت نمی گذرم



دقت کردی اینجا چه سرزمین آرمانیی ست
آواتار ها چشم ندارند تا بهم چپ چپ نگاه کنند
هیچکس نمی داند مادرم کیست
پدرم کجاست
از چه خانواده ای آمده ام
بی دلیل به هم "عزیزم" می گوییم
تولدها را به هم تبریک می گوییم بی آن که حتی هم را بشناسیم
هرکس سرش به کار خودش است
عصبانی می شویم
ولی قبل از فریاد زدن بر سر یکدیگر
به یک شکلک قناعت می کنیم و می گذریم
بی پروا از علایقمان می گوییم
شاد به نظر می رسیم حتی اگر نباشیم
و همه چیز....
آرام است
چرا دنیا مثل انجمن نیست؟


یادت هست یک عکس برایم فرستاده بودی؟
قابش کرده ام
زده ام به دیوار
تا هرکه بیاید
معنی تصویری کلمه ی نامرد را نشانش دهم
قفسه ی سینه ام قلبم را حبس کرده است
روحم را جسمم
جسمم را دیوار ها
دیوار ها را شهر ها
شهر ها را کشور ها
کشور ها را سیاستمداران
سیاستمداران را....
ما که به بدترین نحو ممکن در این زندان ها مجازات می شویم
واقعا مانده ام آن دنیا باید جواب چه چیز را بدهیم؟؟؟؟؟؟


تصویری که جز من کسی نمی دانست خودت هستی
ویژگی که از آن غم می بارید
و چندیدن جمله که با انگشتان نحیفت تایپ کرده بودی
تمام چیزهایی بود که به دیدنشان دلخوش بودم
گاه و بیگاه به تو سر می زدم
و مثل خاله بازی های بچگی هایم
چند دقیقه ای وانمود می کردم تو همچنان هستی
پیامی برایت می گذاشتم
و فورا حذفش می کردم که کسی آن را نبیند
ولی مرا احمق و دیوانه خواندند
شاهد دارم
سری به پروفایلم بزن
ولی هرچه بود من اهمیتی نمی دهم
هرگز دست از این دیدار های مجازی نمی کشم
مهم نیست چقدر اینجا بودی
مهم اینست که هیچ کریستالی با نام تو نخواهد آمد
به یاد کریستال عزیز



آن روز ها می گفتی زشتم
و من آینه به دست می گریستم
ولی امروز احساس می کنم زیبا هستم
چیزی برای دوست داشته شدن کم ندارم
.
.
حتی یک سر سوزن تغییر نکرده ام
فقط برخلاف تو خودم را دوست دارم
خیلی چیز ها عوض شده است
قبلا سایه به سایه دنبالت می کردم
حالا سایه ات را با تیر می زنم
آن روز های پر اضطراب ناخن می جویدم
امروز ببین چه ناخن های درست شده ای دارم
حالا از ترک خوردن آن ها بیشتر ناراحت می شوم تا رفتن تو
چقدر آتشم میزند آن ناگهانی رفتن هایت
آمدنت فقط برای پیام های خصوصیت است
نه برای من
اینطور نیست؟
می بینی؟
نوشته هایم برای توست
ولی همه تشکر کرده اند جز تو
یک نفر ارسال هایم را گزارش کند
شاید تو به آن ها رسیدگی کنی
تقصیر خودم است
من خودم را در میدان توجه تو قرار می دهم
ولی تو فقط مرا دور می زنی






همیشه ترس رفتن به صفحه دوم افراد آنلاین را دارم
خوش باورم که تو آن جا مدت ها محو تماشای پروفایل منی
ولی تو خیلی وقت است که رفته ای
امروز آن قدر به من نزدیک شدی که حتی لاک کمرنگ ناخن هایم را دیدی
از صبح در این فکرم
چه معنی می دهد قایم باشک بازی های تو
و کارآگاه بازی های من؟
میدانی چیست؟
فقط یک معنی دارد
هنوز دست از بچه بازی برنداشته ای


چه کسی جرات آن را دارد
که به مهتاب بگوید خاموش
و که آن آن قدر شجاع است که در زمزمه باد
سرخوشانه غزلی سر دهد و ب.وس.ه بر آب زند
ما که بر صندوق دل قفل زدیم
کیست آن راد که قفل دل ما را شکند؟



امروز یک نفر
به چشمان گود افتاده
لب های سفید
و رنگ پریده ام توجه کرد
گفتم فقط "یه کم"خسته ام
گذشت
ولی نمی دانست همین "یه کم"
چه عمق زیادی دارد!


پروفایلمو باکلی امید باز کردم ولی....
بازهم از تو خبری نبود...
میدونی بعضی وقتا دلم میخواد شجاعتشو داشتم اسمتو از لیست دوستانم حذف میکردم ولی....
ولی این دلمه که اینجور مواقع مثل همیشه تصمیم میگیره نه عقلم



یادت هست می گفتی
سیاه موهایم را در مهتاب دوست داری؟
چشمان بیمارت سیاهی ها را از هم تشخیص می داد
ولی زلال اشک های مرا
که پشت سرت جاری می شدند نمی دید


چرا وقتی خوبیم،پاداشی نمی گیریم چون باید بیشتر امتحان شویم؟
ولی تا گناهی می کنیم تاوان آن را زود پس می دهیم؟
چرا صبرها و بلند نظری مان را نفهمی تلقی می کنند و ما را دور می زنند
ولی تا کمی مثل خودشان گرگ باشیم محترم و عزیزیم؟
.
.
چرا تا هستم مرا نادیده می گیری
و تا اتفاق بدی برایم نیفتد سراغی از من نمی گیری؟
از این همه انتظار برای کمی توجهت خسته ام
واقعا خسته




با تو هستم!
تویی که به خیال خودت جای مرا در قلب او پر کرده ای
من که او را از زندگیم محروم کردم
ولی حواست باشد
حرف هایی که او به تو می زند برای من خاطره است
جایی همینجا برایت خالی می گذارم
یک روز که من رفتم تو به جایم دلنوشته میگذاری


امشب می خواهم کمی عاشق شوم
کمی...
فقط کمی باشد؟
قول می دهم این بار فریب نخورم
این بار بازیچه نشوم
وارد پروفایلش می شوم
خدایـــــــــــــا
پیام خصوصی اش را بسته است...

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:59
1 - متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.
2- وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنید.
3- هرزمان که پیش او هستید ، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.
4- وقتی به او فکر کنید ، قلبتان تند تر و تند تر می تپد.
5- زمانی که به صدایش گوش می دهید ، بدون دلیل لبخند می زنید.
6- وقتی او را تماشا می کنید ، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و فقط او را می بینید.
7- شروع به گوش دادن آهنگ های آرام میکنید.
8- او همه فکر شما می شود.
9- بوی او شما را به وجد می آورد.
10- متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او ، همیشه با خود لبخند میزنید.
11- حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.
12- هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر در ذهن شما بود

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:58
حتما ً قبـل خواب ببـوسیـدش
حتی اگه با هم دعـوای بـدی کرده باشیـد .. ببـوسیـدش
حتی اگه بهتـون گفته باشه از این زنـدگی ِکوفتـی خسته شـده .. ببـوسیـدش
حتی اگه برچسـب ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه .. ببـوسیـدش
حتی اگه بهتـون گیر بیخـود داده باشه .. ببـوسیـدش




… گفته باشه از لباسـی که شما عاشقشین متنفـره
نفهمیـده باشه شما موهـاتون رو مِش کردین .. ببـوسیـدش
حتی اگه بـوی عرق و خستگی میـده .. ببـوسیـدش
حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده .. ببـوسیـدش
حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده .. ببـوسیـدش
وقتی زیرپیـرهنی سفیـد حلقه ای پوشیـده و بـازوهای سفیـدش رو با اون پیـچ ِ ماهیچه ای مردونه انداخته وقتی صورتش ته ریش جذابی داره .. وقتی صداش خسته خوابه خمار ِ. ببـوسیـدش
حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره دلجـویی کنه .. ببـوسیـدش
اگه گرسنه اس و با شما مثل آشپـز دربـارش حتی برخـورد می کنه .. ببـوسیـدش
حتی اگه یادش میـره ازتـون تشـکر کنه .. ببـوسیـدش
وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و می گه اینـو برای تـو آوردم !
” وقتی تو چشـاش پـر خواستنه ..وقتی دست های ظریـف دختـرونه تـون میـون دستای زمخت و مردونه اش گم می شن .. ببـوسیـدش
حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه می شید .. ببـوسیـدش
حتی اگه شما رو با مادرش مقایسه می کنه .. ببـوسیـدش
حتی اگه با حرص می خوایید از خونه بزنیـد بیـرون و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون حلقه می کنه و وسـط ِ جیـغ های شما با خنـده می گه : ” عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟ .. ببـوسیـدش
وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که هفته ی پیش ، پشت ویتریـن دیدین و فقـط یه کلمه گفتین این چه خوشگله
وقتی دست هاش پـر از خریـد خونه هست و در رو با پـاش می بنـده
وقتی با نگاهـی پـر از تحسین سر تا پاتـون رو برانـداز می کنه.. ببـوسیـدش
حتی اگه تـوی ِشرکـت پیـاز خورده و تار موهاش بـو میدن .. ببـوسیـدش
حتی اگه با دوست هاش تلفنـی یک ساعـت حرف می زنه و شامتـون سـرد شده
حتی اگه رو دنـده ی ” نه ” گفتن افتـاده .. ببـوسیـدش
وقتی شمـا رو وسـط ِ آرایش کردن می بوسه .. وقتی باهاتـون کُشتـی می گیـره و مثل پـَر از رو زمین بلنـدتون می کنه
وقتی تو دلتنگی هاتون داوطلبانه می بردتـون بیـرون و شما رو تو شهـر می گردونه .. ببـوسیـدش

حتماً قبـل خـواب ببـوسیـدش .. شایـد فـردایی نباشـه
شایـد شما فـردا نباشیـد !!!

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:57
۱٫ راز عشق در تواضع است .
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.




۲٫ راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،
با احترام به نظریاتش گوش کن .
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .

.
۳٫ راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید .
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است
.
.
۴٫ راز عشق در این است که
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند ،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،
لبخندی از روی محبت .
نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.

.
۵٫ راز عشق در این است که
رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را
بکار که زیبایی بروید .
ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا
غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .
برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .
.

۶٫ راز عشق در خوش مشربی است .
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن
نیت باشد ،نه نیشدار .

.
۷٫ راز عشق در این است که
حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .
آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نیست ؟

.
۸٫ راز عشق در این است که
مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،
و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .
با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .
قلبت را آرام کن .
تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها
را آنگونه که هستند ، در یابی .

.
۹٫ راز عشق در این است که
طرف مقابلت را تحسین کنی .
هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را
می داند ،از تحسین غافل نشو .
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
بگویی : دوستت دارم .
گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر
است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
.

۱۰٫ راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .

.
۱۱٫ راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است
برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،
سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود
تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .
اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ،آن
صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .
.

۱۲٫ راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،
زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،
مثل آن است که
پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی
و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

.
۱۳٫ راز عشق دراین است که
از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ،
زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن
که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند
نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .

.
۱۴٫ راز عشق در این است که
حس تملک را از خود دور کنی .
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .
شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب
استفاده کند.

 

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:56
دیگر همه نقطه ضعفم را فهمیدند
از من که چیزی میخواهند ، جان تو را قسم میخورند …
.
.
این جاده یه من می خواهد و یه تو و یه جفت دست گره خورده به هم ، آن هم از نوع کور !
.
.
روزی چند بار دوستت دارم
یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم
وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد
وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود
یک بار دیگر هم دوستت دارم !
باقیِ روز را
هنوز را
.
.
میان هر نفسی که میکشم همهمه ای است از همه پنهان …
اما از تو چه پنهان ؟
میان هر نفسی که میکشم تـــو هستی که میکِشم تو را ، که میکُشی مرا …
.
.
دوستت داشتم
دوستت دارم
و دوستت خواهم داشت
از آن دوستت دارم ها
که کسی نمی داند
که کسی نمی تواند
که کسی بلد نیست !
.
.
مواظب خودت باش …
یک تار موی تو شاهرگ من است !
.
.
دستاتو که میگیرم ، یه حس خوبی بهم دست میده …
.
.
داشتنت مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی ؛ آی می چسبد !

.
.
ضرورت بودنت همیشگیست
فرقی نمیکنَد ؛ چه در کنار من چه در خاطر من …
.
.
جز خیال تو کسی با من زندگی نمیکنه …
.
.
میگویند دنیا زندانی بیش نیست …
کاش حبسِ اَبَد ببُرند برایمان و تــــو هم سلولیِ من باشی !
.
.
بی شک آغوش تو هشتمین عجایب دنیاست !
واردش که میشوی زمان بی معنا میشود …
.
.
خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تو را بخواهد و بیشتر از تو هیچ نخواهد و تو برایش تمام زندگی باشی !
.
.
نزدیکت می شوم بوی دریا می آید
دور که می شوم صدای باران
بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟
لنگر بیندازم و عاشقی کنم یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟؟؟
.
.
همه می گویند به انتظار تو نشستن دیوانگی ست ولی نمیدانند که من دیوانه ی تو هستم …
.
.
بی خیال اسم ها و حرف ها
من خلاصه می شوم در تو … همین !
.
.
قفس یعنی دهان من وقتی زبانم روی اسم تو قفل می شود !
.
.
تمام شعرهایم بوی تو را میدهند
می گویند فراموشش کن اما نمیدانند تو در جانم ریشه کرده ای
انگار باید جان دهم !!!
.
.
یعقوب نیستم اما بوی پیراهن تو قلبم را بینا می کند !
.
.
اگر کسی رو خیلی دوست داری امتحانش نکن که ببینی اون چقدر دوستت داره !
اول خودتو امتحان کن ، ببین تحملش رو داری بفهمی دوستت نداره ؟؟؟
.
.
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ می کنم ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻬﺎﺭ می بارد …
.
.
همیشه با من بمان
هیچکس عاشقانه تر از من نمی تواند تو را بسراید …
.
.
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر می گردم و بیخیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه چنان به خود می فشارمت که هفتاد و هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم !
.
.
باد ورقهای دفتر شعرم را با خود برد ، فردا تمام شهر عاشقت میشوند !
.
.
همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه غرق تماشای نگاهت
.
.
همه میگن عاشق کَسیه که به عشقش نرسه اما به نظر من عاشق کَسیه که با عشقش به همچی برسه !
.
.
و همه فراموش خواهند کرد که من در تمام عمرم تنها دوبار شاعر شدم
یک بار با دیدن تو ، بار دیگر با ندیدنت …
.
.
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی
یکی که بهش اعتماد داری و بهت اعتماد داره
از دلتنگی هاش برات میگه و از دلتنگی هات براش میگی
آروم میشه و آروم میشی
حسی که هیچوقت به تنفر تبدیل نمیشه !
این حس مثل قطره های بارون پاکه …
.
.
چشمان تو حروف را بی استفاده می کنند ، کافی ست نگاه کنی !
.
.
آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم” یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را … بهشان خرده نگیرید !
این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ، مسئولیت دارد ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ، میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی …
آزارت نمیدهد ، دلت را نمیشکند …
به هر دری میزند که با تو باشد !
.
.
عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشی
در کنار احساسی از باران ، لطافت را از برگ جدا شده از گل هم میشود فهمید
احساست را برای لحظه ای به آفتاب هم ببخش که گرمی را به تو می بخشد
احساس را باید در قابی از عقل گذاشت و عاشقانه به آن خیره شد …

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:55
ماבر بنشین ...
میخـواهم آنقـבر בورت بگرבم
تـا
منظومه شمسے
از اعتبار بیفتـב ..

خیــره بـــِہ مَـــردُم ...نِشـــــَســتـہ اَم ...تنهـــ ـــاے تنهـــــــا ...نَـہ کَسے حالَم رآ مے پُرسَــــد ...نَــہ کَسے هَوآ یَـــ ـم رآ دآرد ...عـیب نَدآرد ...سآلـ ــهآسـت بــِـہ ایــن زِنــدِگـے ـ عــآدت کـ ــرده اَم ... !

گذشتـﮧ هآے مَـטּ گذشتــــ לּــﮧ بهتـر استــ بگـویمـــ בَرگذشتـــ
بـرآیـش روُزهآے زیآבے سـوگـوآرے ڪرבمـــ سُڪـوتــــــ
ڪَرבمـــ פֿـــآطـرآتـمـ رآ مُــرور ڪرבمـــ اے ڪـآشـ هــآے
زیــآבے گفتمـــ פَـــسرتــــ هــآے زیــآבے خــورבمـــ
ولے בیگر بَســ اَستــــ ... مَـטּ بــﮧ آرزو هــآے شـیـریـלּـم
مے اَنــבیشمــــ مَـטּ بــﮧ شروعـــے לּــو مے اَלּــבیشم

یــــآدِتـــ بــــــآشــِـﮧ
وقـتـــ ــــے وآســـﮧ کــَـســ ـــے هـَمـــﮧ کــَـسـ شــُ ـدـے
اون کَــســ بــَعـد از تـــُو خــ ِــیـلــ ـــے بـــ ــــے کـَـســـﮧ
یـــآ بــَرآـے کــَســـ ـــے هـَمـــــﮧ کــَـسـ نـَشــ ـــو
یـــآ اگـــــﮧ شـــُـدـے
بـِـه فــِـکـــر ّبــ ــــے کـَــســـ ـــے هـــآشـ هـَـمـ بــآشــ ...

آهاے پسـر ... !
میـבانے با من چـﮧ ڪرבے ... ؟!
بـراے פֿـوבم ناراحت نیستم ...
براے בפֿـترت نگرانم ... !
نـڪنـב " تقاص آه مرا " او پس بـבهـב ...


خیلی سخته
تو هر روز خاری کشنده در گلوت احساس کنی
برای کسی که برای تو یک بار هم بغض نکرده !!

ایــنـــقـــבر "تـــعـــویـــض" نــڪــטּ . . .
بـــه خــــבا گـــاهـــے مــیــتــواטּ رابــطــه هــا را "تــعــمــیــر" کـــرב . . .
حـــتــی بـــا یــــڪــــ لـــبــخـــنــבـ عــاشــقــانــه . . .
بــــاور ڪُــــטּ


چه زیبا میبافی
دار من را
تو ،
با تار های گیسویت ...

این جماعت میگفتن
اشكهایت را خرج رفتنش نكن
راست میگفتند !
بی من ؛
" تــو "
مفت هم نمی ارزی ...

فتح ڪرבه یے
با چشمهایت
هرچـﮧ בاشتـﮧ ام را
פـالا
تمام جهاלּ مـטּ
مستعمره ے توست ...


به سلامتــــی دختـــــــــــــــری
که وقتــــی عشقشو می بینـــه دلش پــر میکشـــه بپــره تو بغلــش
ولی نجــابتش نمیـــذاره...
به سلامتــــــــــی پســـــــــــری
که حتی یه بارم به خودش اجازه نداد
دستــش به عشـقش بخوره...
ولی پاش بیفتـــه دستـاشو واسه عشقش میده

خیـــــــــرهـــــ بـــِهـ مَـــــردُمـــــــــ
نِشـــــَســــتهـــ اَمـــــــــ
تَنهــــــــــآیِ تَنهـــــــــــا
نَهـــــــ کَسیـــــــ حالَمــــــ رآ میــــــــ پُرسَــــــــد
نَهـــ کَسِیـــــ هَوآ یَــــمــــ رآ دآرد
عیــــــبیـــــ نَدآرد
سآلـــهآســـتـــــ بــِهــ ایــن زِنــدِگـیـــــــــ عــــآدتـــــــــ کـــــــَرده اَم!



آشنا هایم ;
غریبه هایی هستند ،
که تنها اسمشان را میدانم ...

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:48


همه مرا با خنده ی بلند میشناسند !
بیچاره بالشم !
با گریه های بیصدا . . .
::
::
پشت این بغض ، بیدی لرزان نشسته که خیال میکرد با این “ یادها ” نمیلرزد . . .
::
::
چه رابطه ای است بین گلوی تو و چشمان من ؟
تو بغض میکنی ، چشمان من خیس می شوند . . .
::
::
تا دلت بخواهد بغض دارم !
تا حدی که به بغض هایم خمس تعلق میگیرد . . .
::
::
هر آهنگی که گوش میدهم
به هر زبانی که باشد
بغضم را میشکند
نمی دانم
بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است . . .
::
::
ترکـت کــرده ؟
شب ها به یادش گریه میکنی ؟!
ناراحت نباش . . .
::
::
لااقل بیا بگو که دیگر به دیدنم نمی آیی . . .
شاید اَشکی نشست گوشهء چشم هایی که به این ” دَر ” خُشک شده اند !
::
::
امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی بغض هایم را . . .
::
::
قایق کاغذی رو آب داره میره / من نگاش میکنم و گریم میگیره
قایق کاغذی میره و میدونم که / برای گریه کردن دیگه دیره
::
::
یه جوری ریشه هام خشکید که انگار کار پاییزه
خزونه رفتنت انگار داره برگاشو میریزه
یه جوری گریه میکردم که بارون بینشون گم بود
کاش این رویا از آغازش فقط خوابو توهم بود
::
::
هواشناسی انگار نمیداند !
یک گوشه ی شهر ، هر شب بـارانیست !
::
::
اوّلین بار نیست که گریه میکنم
امّا اوّلین بار است که گریه آرامم نمیکند . . .
::
::
بغض آخرین دیدارمان را پلک نمی زنم ، می ترسم دنیا را سیل ببرد !
::
::
خنده های زورکی ام را باور نکنید !
من بدون گریه میمیرم . . .
::
::
همانند کودکی هق هق میکنم که مادرش او را تهدید کرده که اگر بار دیگر اشک بریزد او را میکشد !
::
::
سر میز شام به یادت می افتم . . .
بغض میکنم . . .
اشک در چشمانم حلقه میزند . . .
همه با تعجب نگاهم میکنند !
و من لبخند میزنم و میگویم : چقدر داغ بود !
::
::
شیشه های خانه ها را دستور دادند دوجداره باشد ، دیگر وقتی باران می بارد صدایش شنیده نمی شود . . .
یاد اشکهای بی صدای خودم افتادم !
::
::
تو که نباشی با چتر هم که قدم میزنم ، گونه هایم خیس میشود . . .
::
::
لبخند های مصنوعی را برای عکاس زدیم ، اشکهای طبیعی را برای خودمان . . . !
 

 

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:47
پرسیدم چرا دوستم داری؟نگاهی کردوهیچی نگفت. گفتم شایددوستم نداره؟ وقتی رفت فهمیدم دوست داشتن دل میخواهد نه دلیل...
**************
*از شما چه پنهون*
بیاین به هم قول بدیم که قبول کنیم. . . .
تقدیر بعضی دستها خالیه. . . .
تقدیر بعضی اسمها تنهائیه. . . .
***************
این روزا یا صبحِ خیلی زود بیدار میشم،یا دمِ ظهر...
میدونین چرا؟!
چون همه فکر کنن پُفِ چشام،واسه اینه که بد خواب شدم...
نه واسه گریه...
***************
بعضي وقتا سكوت ميكني
چون اينقدر رنجيدی كه نميخوای حرفی بزنی ...
بعضي وقتا سكوت ميكنی
چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری ...
گاهي سكوت يه اعتراضه
گاهی هم انتظار ...
اما بيشتر وقتا سكوت ...
واسه اينه كه هيچ كلمه اي نميتونه
غمي رو كه تو وجودت داری توصيف كنه
***************
او حق داشت که روی حرف هایش نماند...
بیچاره روی زمینی زندگی میکندکه خودش راهم دورمیزند...!!!
***************
حس ليوان تــرک خورده
که پر ميشود از چــــــــــــاي داغُ!
حال دلــــــــــــــم اينگونه است!!!
***************
حس چوب های مصنوعی شومینه را دارم...
میسوزم و تمام نمی شوم...!!!
**************
بس که تنهامو هیشکی بم اس ام اس نمیده
تا میفهمم واسم اس ام اس اومده قبل اینکه
برم سراغ موبایلم همش دعا میکنم
خدایا ایرانسل نباشه ایرانسل نباشه!!!!!!
شمام اینجورین عایا؟؟!
***************
بسلامتی پروانه که همیشه عشقش شمع بوده و آتیش
نه عشق ای امروزی که یه نفر با هزار نفره و هر روز به یکی دل میبنده
سلامتی امثال خودم که تنهان و نمیخوان با کسی باشن و تو تنهایی هاشون غوغایی برپاست.

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 17:46
سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.

سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.

هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.

موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.

سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.

سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.

سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.

بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.

سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.

سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.

سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.

ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.

آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.

وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.

سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.

سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.

خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.

سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.

غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.

آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.

در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است.

بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد.

آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.

تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.

تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.

کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.

سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.

بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند.

در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.

سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.

سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.

دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.

تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.

قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.

همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد.

آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.

سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست... مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش. که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه.

سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...

سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.

راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد ...تصویر: images/smilies/Cry.gif

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 0:7
عمیق و عاشقانه عشق بورزید

شاید لطمه بخورید, ولی این تنها راه برای کامل زیستن است
......................................
خدا قسمت داشتنت را از من گرفت

به گمانم

کسی بیشتر از من دعا کرده بود.
..................................
چیز عجیبی ست...!

زندگی را میگویم عاشق که میشوی دیگر چیزی برایت مهم نیست جز آغوش یک نفر...
....................................
آروم آروم توی قلبم لونه کردی

آروم آروم تو منودیوونه کردی

دلمو بردی ولی پسش ندادی

کلبه ی خرابمو گلخونه کردی

(رضا صادقی)
.................................
مطمئن باش وقتی برای کسی مهِم باشی

او همیشه راهی برای وقت گذاشتن برایتان خواهد یافت...

نه بهانه ای برای فرار...

و...

نه دروغی برای توجیه
..................................
دل تنگم به قاعده ی یک سفرپر از جاده پر از فاصله به شماره ی اتوبوس های
راه شب کافه های خمار در امتداد شب دل تنگم به اندازه تمام روز هایی که
مااز بین اینهمه نبودن باز نبودن را انتخاب کرده ای و من باز دل تنگ....
..............................
دیدن عکست تمام سهم من است

از " تو "

ان را هم جیره بندی کرده ام

تا مبادا

توقعش زیاد شود

دِل است دیگر
.............................
گاهی اوقات بی قانونی؛ عجیب بیداد می کند در عاشقی.... یکی دور می زند... اما.... دیگری جریمه میشودو تاوان میپردازد......
...............................
نروووووووووووووو توهم مث من نمی تونی دووم بیاری

نرو توهم مث من تو غصه کم میاری نروووووووووووووووو
................................
دانى که چه ها چه ها چه ها می خواهم؟ / وصل تو من بى سر و پا می خواهم

فریاد و فغان و ناله ام دانى چیست؟ / یعنى که تو را تو را تو را می خواهم
..................................
دارم برمی گردم پشیمون شدم

بدونِ تو روزام جهنّم شده

واسه من یه دنیا می ارزید نگات

تو نیستی، یه دنیا اَزَم کم شده

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 23:32
باوفا! مهر تو اندر جان ماستزندگی بی دوستی زندان ماست
کم بزن آتش دل بی تاب را
یاد خوبت روز و شب مهمان ماست . . .
.
.
.
عاقبت از غم عشق تو دیوانه شدم / باده بر دست شدم راهی میخانه شدم
آن قدر حسرت میخانه کشیدم که ز شوق / به تمنای شرابت همچو پیمانه شدم . . .
.

.
.
گفتی مسافری و من آنقدر عاشقم که
سال هاست نماز دلم را شکسته میخوانم . . .
.
.
.
جملات زیبای عاشقانه
متاسفانه توی قرن ۲۱ اسکل به کسی‌ گفته میشه که
قلبی پاک و بی گناه و مهربون داره
آدم فروش و نا رفیق نیست و از پشت خنجر نمیزنه . . .
.
.
.
عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است/بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است/دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است . . .
.
.
.
پیامک عاشقانه جدید

من شکستم تا تو را عاشق کنم

بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت
زشت یا زیبا فقط خوابست و بس . . .
.
.
.
اس ام اس عاشقانه
تو را ای گل کماکان دوست دارم / به قدر ابر و باران دوست دارم
کجا باشی کجا باشم مهم نیست / تو را تا زنده هستم دوست دارم . . .
.
.
.
اگر سرت رو روی سینه ام بگذاری
هیچ صدایی نخواهی شنید …
قلبِ من طاقت این همه خوشبختی رو نداره !
.
.
.
تبسم را فراموش نکن
لبخند بی هزینه ات گران ترین هدیه است . . .
.
.
.
آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را “نامردی” میخوانند . . .
.
.
.
مه شب مرغ دلم بر سر دیوار تو بود / میپرد از قفس و عاشق دیدار تو بود
خبرت هست که از خوبی خود بی خبری / به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری . . .
.
.
.
عجب رسمی ست رسم آدمیزاد / که دور افتاده را کم میکنند یاد
که دور افتاده حکم مرده دارد / که خاک مرده را کی میبرد باد . . .
.
.
.
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت
دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت. . .
.
.
.
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار نشود یار کجاست . . . ؟
.
.
.
من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده
تیره بصرم یا افق این رنگ شده
گوش من بی حوصله بد میشنود
یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده . . .
.
.
.
بیچاره آسمان …
دلش به خورشیدى خوش است که هر روز دورش میزند . . .
.
.
.
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم . . .
.
.
.
سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم
حال عجیبی ست دیدن همان آسمان
که شاید تو
دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای . . .
.
.
.
بی انصاف این گره با یک نگاه تو باز میشد
تمام دندانهایم درد میکند . . .
.
.
.
دلم با تو بود
تو ولی سرد شدی
آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم
و تو به من تهمت سرد شدن زدی . . .
.
.
.
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد
و رمز جدول چنین بود:
دوستم بدار . . .
.
.
.
هنوز هم…
از بین کارهای دنیا…
دل بستن به دلت بیشتر به دلم می چسبد . . .
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند
هر داغی یک روز سرد می شود ، ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . .
دوستت دارم
~~~~~~~~~
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا می فروشد ، شیطان بهانه بود
~~~~~~~~~
کـوتـاه مـی گـویـم دوسـتت دارم اما
از دوست داشـتـنـت کـوتـاه نـمـی آیم . . .
~~~~~~~~~
درخت دوستی رو با قلب میکارن نه با دست !
تو را من با قلب دوست دارم نه با حرف . . .
~~~~~~~~~
همیشه دور نما ها
خواستنی ترند
مثل سراب
مثل فردا
مثل تو . . .
~~~~~~~~~
|___♥__|_:!""-.,
"@@"""""" ""@"'
دلم برات تنگ شده بود آوردم ببینیش !

~~~~~~~~~
هیچکس نـفهمیـــــد که « زلـیخـــــــا » مــَـــــــــرد بـود ..!
میــــدانی چــــــــــــرا ؟؟؟
مـــــردانـــگی میــخواهـــــد
مــــــــانـدَن ، پــای عشــــــقی که مـُـــدام تـو را پـــس میــــزَنــد
~~~~~~~~~

عمریست غم و درد نشانم داده / در آتش سینه اش امانم داده
رنجور ترین درخت باغش هستم / هر بار مرا دیده تکانم داده

نویسنده :¸.·´♥`·.¸پسر دریا¸.·´♥`·.¸
تاریخ: شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت: 23:26
میدونی وقتی واست پیام نمیدم یعنی چی ؟
یعنی پیامی در حد مرامت ندارم با مرام !
.
.
.
هوای فاصله سرد است ، من از کلاف دلم برایت خیال گرم می بافم
.
.
.
خواستی دیگه نباشی ، آفرین ، چه با اراده
لعنت به دبستانی که تو از درس هایش فقط تصمیم کبری را آموختی . . .
.
.
.
بوسه‌” بهترین سرقتِ دنیاست
چون هم دزیدیش حال میده
هم پس دادنش . . .
.
.
.
یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم
چه تو باشی چه نباشی “نگهش میدارم” . . .
.
.
.
همه چیز زود شروع شد
عاشقی
دلتنگی
رفتن تو …
اما نمیدانم چرا تمام نمیشود ؟
عشق تو در من . . .
.
.
.
تو چنان زیبا شده ای میان شعرهایم
که گمان نکنم خودت هم بدانی
این که داری می خوانیش
خودِ تویی . . .
.
.
.
نشود خوش دلم از نامه و پیغام کسی
توسن سرکش طبعم نشود رام کسی
آن که دربند تعلق نبود خاطر ماست
که نه دربندکسی هست و نه در دام کسی
.
.
.
حالا که رفته ای
ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم ؟
خدا یادش رفته است مرا بکشــــد
یا تــــــو قرار است برگردی ؟
.
.
.
قشنگ ترین کنسرت دنیا
صدای نفس نفس زدن تو در آغوشم بود . . . !
.
.
.
دستهایت ، تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم ، کابوس نمی بینم . . .
.
.
.
قهوه چشمان توست
تیره ، تلخ
اما آرامبخش و اعتیاد آور . . .
.
.
.
کلاغ جان!
قصه من به سر رسید
سوار شو !
تو را هم به خانه ات می رسانم . . .
.
.
.
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را
روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد
که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی . . .
.
.
.
قهر که می کنی
بی حواس ترین آدم روی زمین می شوم
آنقدر که
دست نوشته هایم را توی یخچال پیدا می کنم
بشقاب غذای دست نخورده ام را در کتابخانه . . .
.
.
.
دلم به بهانه ندیدنت گریست
بگذار بگرید و بداندهر چه خواست همیشه نیست . . .
.
.
.
پنداشتی گذشته مرد ؟
آن بوسه ها چو دانه های الماس در گوشواره از یادم آویزان است . . .
.
.
.
در زندگی گفتن دو چیز بسیار سخت است
اولین سلام
و آخرین خدا حافظی . . .
.
.
.
مانند شیشه ‘شکستنم’ آسان بود
ولی دیگر به من ‘دست نزن’ ، این بار ‘زخمی ات’ خواهم کرد . . .
.
.
.
بسیار تماشایی و آراسته ای / از رونق ماه آسمان کاسته ای
انگار نه انگار که ما را دیدی / از روی کدام دنده بر خاسته ای !؟
.
.
.
رسم ” خوب ” ها همین است
حرف آمدنشان شادت می کند
و ماندنشان
با دلت چنان می کند
که هنوز نرفته
دلتنگشان می شوی . . .

درباره من
.·´♥`·.میترسم از بعضی آدم ها......

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !

ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ.·´♥`·.
موضوعات
ابزارک های وبلاگ