کژدم عشق درباره پسر جوانی که با استفاده ظاهر زیبایش موجب آسیب رسانی به جامعه و خودش میشه.....

زبان کتاب الكترونيك : فارسی
حجم فایل كتاب : 1 مگابایت
نوع فایل كتاب : pdf
تعداد صفحات كتاب الكترونيك : 75
رمز عبور: www.takbook.com
( برای کامپیوتر و موبایل)
دانلود با فرمت پی دی اف
دانلودبرا موبایل
این رمان داستان زندگی دختری به اسم شادیه که با پدرش زندگی می کنه و تمام خانواده ی پدریش توی کار ِ خلافن و به خاطر همین همین مادرش ترکشون کرده
بعد از مدتی یه پلیس جوان و تازه کار سعی می کنه مدارکی علیه شون جمع کنه و دستگیرشون کنه اما. . .
رمان عاشقانه
خلاصه داستان رمان عاشقی کن محیا :
داستان در مورد زن جوانی است که داستان زندگی خود را برای یک روانپزشک
تعریف میکند ، از آشنایی با همسر ، ازدواج اجباری ، حاملگی ناخواسته و
مسائل و مشکلات بعد از آن . . .
حکایتی از دو عاشق، دو دلداده،دو جسم و یک روح. . .در جدال با مردی خودخواه،خودشیفته،خودبین، خود رای. . .حکایتی متفاوت از یک عشق، عشقی که از دید من شاید سفید باشد و از دید تو سیاه. . .اصلا بیا آن را خاکستری ببینیم. . .خاکستری روشن.. .متمایل به سفید. . .یا نه! تصمیم با توست،علی و ساغر را، هر رنگی خواستی بکش…آنها را در حریری به رنگ آبان،هرطور دوست داشتی رنگ آمیزی کن. . .
آیه , یه دختر چادری ولی شاد و شیطونه که به هیچ عنوان حاضر نیست تن به ازدواج اجباری که پدربزرگش واسه ش درنظر گرفته بده.. بنابه دلایلی می خواد شناسنامه ش رو عوض کنه که موضوع داستان ما از همین شناسنامه شروع میشه... دلیلش هم اینه که وقتی شناسنامه رو تحویل می گیره می بینه تو قسمت نام همسر اسم یه مرد نوشته شده.. آراسب شخصیت مقابل ایه ست که اعتقادات خودش رو داره... آیه چادری و اهل نماز و پایبند به اعتقادات ..آراسب جذاب و امروزی اون هم با اعتقادات خاص خودش..این دو درست نقطه ی مقابل هم هستند.. و ادامه ماجراهایی که خوندنشون خالی از لطف نخواهد بود...
با احتیاط بهشون نزدیک شدم.دوست داشتم بدون اینکه متوجه ام بشن چهره هاشون رو ببینم.با دقت
نگاه کردم و دیدم شبیه به انسان های عادی نیستن.پوست سیاهی داشتن و موهاشون مثل دم اسب
بود و چشم هاشون می درخشید و ناخن هاشون مثل داس دراز بود.
بعد از دیدن اون افراد از ترس موهای بدنم سیخ شد و سر جام خشک شدم.با همدیگه مشغول صحبت
بودن و صداهای ترسناک و بَمی داشتن.شنیدم که یکی شون میگفت : "منتظر شدن تا ما بریم
سراغش...اون ها همیشه دخالت می کنن." و یکی دیگه شون جواب داد :" اگه اونا می خوان ما
بکشیمش...پس ما هم همین کارو می کنیم."
وقتی حرف از قتل شد بیش از پیش ترس برم داشت.خواستم از اونجا دور بشم که یکی شون گفت :" یه
نفر داره به حرف هامون گوش میده!"
دیگه شکی نداشتم که متوجه حضورم شدن...
در مورد یه دختریه که یه خانواده و زندگی معمولی داره اما دچاره یه بیماری میشه که کل زتدگیشو ار این رو به اون رو می کنه . . .
رمان جدید مانع!
خلاصه ی داستان:» در مورد یک دختر که با خانواده ش زندگی معمولی و شادی دارند که بعد از اتفاق افتادن اتفاقاتی زندگی دخترک زیر و رو میشه!!@
فایل پی دی اف هست هم برا موبایل و هم بر روی کامپیوتر میتونید بخونیدش!
برا دانلود و خوندن کتاب رو ادامه مطلب کلیک کنید!!
