تاریخ: جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت: 17:43
روزی
سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت بود.علت ناراحتی اش راپرسید:شحص
پاسخ داد:در راه می امدم یکی از اشنایانم را دیدم سلام کردم جواب نداد وبا
بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت و من از طرز رفتار اون ازرده شدم
ورنجیدم سقراط گفت چرا رنجیدی:مرد با تعجب گفت:خوب معلوم است که این رفتار
ناراحت کنندس است
سقراط پرسید:اگر در را میدی کسی به زمین خورده و از درد به خود میپیچد ایا از دست اودلخور میشدی؟
مرد گفت:مسلم هست که رنجیده نمیشدم.ادم از بیمار بودن کسی دلخور نمیشودسقراط پرسید بجای دلخوری چ احساسی داشتی و چ میکردی؟
مرد جواب داد:احساس دلسوزی و سفقت وسعی میکردم تا اورا به طبیب یا دارویی برسانم
سقراط گفتـــــــــ:همه اینکارا را بخاطر ان میکردی که اورا بیمار دانستی/ایا کسیکه رفتارش نامناسب هست روانش بیمار نیست؟
بیماری فکری وروان نامش^غفلت^استو باید بجای رنجش و دلخوری نسبت به کسی که بدی میکند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد
"پس از هیچکس دلخور مشو و کینه به دل نگیر...............بدان هرکس لحظه ای به تو بدی میکند بدان که در ان لحظه بیمار است
سقراط پرسید:اگر در را میدی کسی به زمین خورده و از درد به خود میپیچد ایا از دست اودلخور میشدی؟
مرد گفت:مسلم هست که رنجیده نمیشدم.ادم از بیمار بودن کسی دلخور نمیشودسقراط پرسید بجای دلخوری چ احساسی داشتی و چ میکردی؟
مرد جواب داد:احساس دلسوزی و سفقت وسعی میکردم تا اورا به طبیب یا دارویی برسانم
سقراط گفتـــــــــ:همه اینکارا را بخاطر ان میکردی که اورا بیمار دانستی/ایا کسیکه رفتارش نامناسب هست روانش بیمار نیست؟
بیماری فکری وروان نامش^غفلت^استو باید بجای رنجش و دلخوری نسبت به کسی که بدی میکند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد
"پس از هیچکس دلخور مشو و کینه به دل نگیر...............بدان هرکس لحظه ای به تو بدی میکند بدان که در ان لحظه بیمار است
