تاریخ: سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲ ساعت: 11:1

ز عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده
آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیدهاسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم
من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم
شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود
زیر کوهبار غصه هر نشستن که نشستم
تو رو فریاد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده
این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم
تازیانههای رگبار توی چله زمستون
نتونستن، نتونستن کینهی منو بگیرن
از من خستهی خسته شوق رفتنو بگیرن
پرنیاز تو برای آه کشیدن و شنفتن
تو رو با خودم غریبه از غمم جدا میبینم
خودمو پر از ترانه، تو رو بیصدا میبینم
نگو صادقی به عشقت آخه چشمات میگه نیستی
این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم
